X
تبلیغات
اطلاعات پزشکی خانواده - قلب و گردش خون
تاريخ : پنجشنبه 28 دی1391 | 6:48 بعد از ظهر | نویسنده : دکترعسل اشعری
اين عارضه مشابه بيمارى هوچکين است با اين تفاوت که انواع مختلف سلولى مسبب رشد تومور هستند و درمان آن به‌راحتى بيمارى هوچکين نيست.

 علائم : 
اولين نشانهٔ بيمارى اغلب تورم غدد لنفاوى گردن، زير بغل و کشالهٔ ران است. بى‌اشتهائي، بى‌حالي، خستگي، و کاهش وزن، و عرق ريزش شبانه نيز بروز مى‌کند. تشخيص با نمونه‌بردارى از غدد لنفاوى مبتلا داده مى‌شود.

  درمان و پیش آگهی : 
پرتوتابى و داروهاى ضد سرطان براى درمان لنفوم غيرهوچکينى به‌کار مى‌رود. انتظار مى‌رود ۵۰ درصد از افراد در مراحل اول بيمارى درمان شوند. در بيمارى پيشرفته‌تر انتظار مى‌رود که حدود ۲۰ تا ۲۵ درصد بيماران درمان شوند.




تاريخ : پنجشنبه 28 دی1391 | 6:35 بعد از ظهر | نویسنده : دکترعسل اشعری
اين سرطان در اثر تغيير شکل بدخيم يکى از سلول‌هاى غدهٔ لنفاوى ايجاد مى‌شود که بعداً رشد آن غيرقابل کنترل مى‌گردد و به طحال و غدد لنفاوى سراسر بدن گسترش مى‌يابد. اين عارضه عمدتاً بيمارى بالغان جوان است و علت آن ناشناخته است.

   علائم : 
علامت اصلى تورم پايدار غدد لنفاوى به‌ويژه در گردن، کشالهٔ ران، يا زير بغل است. با گسترش بيمارى تب، عرق ريزش شبانه، کاهش وزن، و خارش شديد بروز مى‌کند. تب آن به پل اپشتين (Pel-Epstein)، موسوم است که در آن چند روز تب بالا و به‌دنبال آن چند روز يا چند هفته درجه حرارت عادى به‌طور متناوب و منظم تکرار مى‌شود. اگر تومور به استخوان تهاجم پيدا کند ممکن است در استخوان مبتلا به‌ويژه در مهره‌ها درد ايجاد شود. شروع درد به‌سرعت بعد از مصرف نوشابه‌هاى الکلى يک علامت غيرمعمول است که ممکن است نشانهٔ وجود بيمارى هوچکين باشد. تشخيص بيمارى هوچکين با نمونه‌بردارى از يکى از غدد لنفاوى مبتلا داده مى‌شود.

  درمان و پیش آگهی : 
اگر بيمارى در مراحل اوليه کشف شود پرتودرمانى ۸۰ تا ۹۰ درصد موارد را درمان مى‌کند. اگر در مراحل پيشرفته‌تر به اين بيمارى پى برده شود تلفيق پرتودرمانى و داروهاى ضد سرطان به‌کار مى‌رود و در بيش از نيمى از بيماران درمان شده بيمارى به‌طور کامل ريشه‌کن مى‌گردد.


تاريخ : پنجشنبه 28 دی1391 | 6:22 بعد از ظهر | نویسنده : دکترعسل اشعری
التهاب عروق لنفاوى عفونت اين عروق است و معمولاً در اثر باکترى استرپتوکوک که زخم‌ها، بريدگى‌ها يا خراش‌ها را عفونى مى‌کند، ايجاد مى‌شود. علائم شامل بروز سريع رگه‌هاى ظريف قرمز است که از موضع عفونت روى دست و پا به سمت بالا گسترش مى‌يابد. اين رگه‌ها معمولاً به‌سمت بالا و به زير بغل و کشاله ران گسترش مى‌يابد و باعث بزرگى و دردناک شدن غدد لنفاوى اين نواحى مى‌شوند (التهاب غدد لنفاوي)و علائم عمومى مثل تب، لرز، سردرد، بيحالي، بى‌اشتهائى ممکن است بروز کند. در موارد شديد باکترى ممکن است خود را به جريان خون برساند و باعث مسمويت خون (سپتى سمي) گردد (به مبحث سپتى سمى مراجعه کنيد). اگر التهاب غدد لنفاوى درمان نشود ممکن است در طول مجارى لنفاوى عفونت چرکى ايجاد شود، اگرچه اين پديده نادر است.

  درمان : 
درمان فورى با آنتى‌بيوتيک‌ها (معمولاً پنى‌سيلين) ظرف چند ساعت التهاب عروق لنفاوى را مهار مى‌کند. اقدامات حمايتى شامل استراحت، محدوديت استفاده از اندام مبتلا، و مصرف فراوان مايعات است. پيشگيرى از التهاب عروق لنفاوى شامل مراقبت فورى از زخم‌ها (همان‌گونه که در مبحث کمک‌هاى اوليه محورهاى اصلى آن مطرح شده است). و مراقبت دقيق از عفونت‌هاى پوستى (همان‌گونه که در مبحث عفونت‌هاى پوستى توضيح داده شده است) مى‌باشد.

 


تاريخ : پنجشنبه 28 دی1391 | 6:8 بعد از ظهر | نویسنده : دکترعسل اشعری
در کم‌خونى ناشى از عدم توليد واقعي، توليد کليهٔ عناصر مغز استخوان مثل سلول‌هاى قرمز، سلول‌هاى سفيد و پلاکت‌ها کاهش مى‌يابد. با اين حال شرايطى نيز وجود دارد که در آن تنها توليد يک‌نوع سلول کاهش مى‌يابد، مثل کاهش توليد گرانولوسيت‌ها که به آن آگرانولوسيتوز (Agranloctytosis) گويند.

دلايل بسيارى براى کم‌کارى استخوان وجود دارد که عبارتند از: پرتوتابي، سموم، و داروها. تعدادى از آنتى‌‌بيوتيک‌ها نيز مى‌توانند در افراد خاص کم‌خونى ناشى از عدم توليد ايجاد کنند. دليل اين نوع کم‌خونى اغلب مشخص نيست که در اين صورت به آن کم‌خونى ناشى از عدم توليد بدون علت (ايديوپاتيک) گفته مى‌شود.

   علائم : 
علائم به سه دستهٔ عمدهٔ تقسيم مى‌شوند که هرکدام مربوط به کاهش توليد يکى از انواع اصلى سلول‌هاى مغز استخوان است. کاهش توليد سلول‌هاى قرمز باعث کم‌خونى مى‌شود که با ضعف، خستگى و رنگ‌پريدگى همراه است. کاهش توليد سلول‌هاى سفيد موجب مستعد شدن به عفونت مى‌شود. کاهش توليد پلاکت‌ها مى‌تواند منجر به کبودشدگى و خونريزى گردد (به مبحث کمبود پلاکت مراجعه کنيد).

 درمان : 
هنگامى که گمان مى‌رود دارو مسبب کم‌خونى ناشى از عدم توليد است، قطع داور ممکن است مشکل را کاملاً برطرف کند. کم‌خونى و خونريزى با تزريق فرآورده‌هاى خونى مناسب درمان مى‌شوند. عفونت با آنتى‌بيوتيک‌ها درمان مى‌شود. در برخى موارد پيوند مغز استخوان به‌ويژه در افراد جوان‌تر بهترين امکان بهبودى را فراهم مى‌کند. در افراد سالخورده تزريق گلوبولين (گلوبولين يک‌نوع از پروتئين‌هاى خون است -م). اسبى ضد سلول‌هاى تيموس يا سيکلوسپورين٭ ممکن است به تحريک مغز استخوان کم‌کار کمک کند.

٭ سيکلوسپورين يکى از داروهائى است که براى تضعيف سيستم ايمنى بدن به‌خصوص در پيوند اعضاء به‌کار مى‌رود - م.


تاريخ : شنبه 23 دی1391 | 7:2 بعد از ظهر | نویسنده : دکترعسل اشعری
ميئلوم متعدد سرطان سلول‌هاى پلاسما (نوعى گلبول سفيد خون که مسئول توليد پادتن‌هائى است که باکترى‌ها و اجسام مهاجم را نابود مى‌کنند) است. سلول‌هاى پلاسما معمولاً بخش کوچکى از سلول‌هاى مغز استخوان را تشکيل مى‌دهند. با وجود اين در ميئلوم متعدد يک سلول پلاسماى منفرد تغيير شکل بدخيمى مى‌دهد و شروع به تکثير غيرقابل مهار مى‌کند. مغز استخوان نهايتاً با توده‌هائى از سلول‌هاى پلاسما که نه تنها جايگزين مغز استخوان مى‌شوند بلکه استخوان اطراف را نيز تخريب مى‌کنند، پر مى‌شود.

   علائم :
به‌دليل اشغال مغز استخوان طبيعي، کاهش توليد سلول قرمز باعث کم‌خوني، کاهش پلاکت‌ها موجب خونريزى (مبحث کمبود پلاکت را ببينيد) و از دست رفتن گرانولوسيت‌ها باعث عفونت مى‌شود. کم‌خونى موجب ضعف، خستگى و رنگ‌پريدگى مى‌گردد. عفونت باکتريائى مثل ذات‌الريّه ناشى از باکترى پنوموکوک اغلب ممکن است اولين نشانهٔ بيمارى باشد. درد استخوانى به‌ويژه در پشت و قفسهٔ سينه نيز ممکن است يک علامت زودرس باشد. تومورهاى سلول پلاسما استخوان را تضعيف مى‌کند به‌طورى که مهره‌ها روى خود جمع مى‌شود و شکستگى مرضى ايجاد مى‌شود. شکستگى مرضى عارضه‌اى است که بدون ضربه يا در اثر ضربهٔ جزئى به‌وجود مى‌آيد و معمولاً به‌علت ضعف ساختمانى استخوان مخصوصاً در اثر تومورهائى که به استخوان تهاجم مى‌کنند، ايجاد مى‌شود.

   درمان : 
داروهاى ضد سرطان و کورتيکو استروئيدها براى کاهش رشد غيرقابل مهار تومورهاى سلول پلاسما به‌کار مى‌روند. پرتوتابى موضوعى و مسکن براى برطرف کردن درد تجويز مى‌شود. آنتى‌بيوتيک‌ها هنگام نياز براى مقابله با عفونت مصرف مى‌گردند.

هرکوششى بايد براى بلند کردن بيمار از بستر انجام شود تا از ابتلا او به ذات‌الرّيه جلوگيرى شود. مصرف فراوان آب اهميت دارد زيرا سلول‌هاى پلاسما پروتئينى توليد مى‌کنند که در صورت کم‌آبى باعث نارسائى کليه مى‌شود.

   پیش آگهی : 
با درمان مناسب و پاسخ مطلوب به داروهاى ضد سرطان تسکين قابل توجهى مى‌تواند در علائم ايجاد شود. متوسط طول دورهٔ زندگى بيمار بعد از شروع علائم ۲ تا ۳ سال است. با اين حال بسيارى از افراد بيش از اين عمر مى‌کنند. اين بيمارى با دوره‌هائى از تسکين علائم و به‌دنبال آن عود مشخص مى‌شود. در بسيارى از موارد وقتى داروهاى مؤثر قبلى ديگر تأثير ندارند مى‌توان داروهاى ضد سرطان متعدد و متنوع ديگرى را تجويز کرد.



تاريخ : شنبه 23 دی1391 | 6:51 بعد از ظهر | نویسنده : دکترعسل اشعری
پلى‌سيتمى حقيقى بيمارى‌اى است که در آن مغز استخوان کليهٔ انواع سلول‌هاى خونى (سلول‌هاى قرمز، گرانولوسيت‌ها، پلاکت‌ها) را بيش از حد توليد مى‌کند. با اين حال زيادى سلول‌هاى قرمز مسبب اکثر علائم اين بيمارى است.

علت پلى‌سيتمى حقيقى ناشناخته است و بايد آن را از پلى‌سيتمى ثانويه که در آن افزايش سلول‌هاى قرمز به‌علل کاملاً شناخته شده و در اثر عملکرد طبيعى بدن ايجاد مى‌شود، تشخيص داد. اين علل عبارتند از بيمارى ريوى (شامل سيگار کشيدن زياد)، بيمارى قلبى و تومورهاى خاص ترشح‌کنندهٔ هورمون‌هاى محرک خون. پلى‌سيتمى ثانويه با درمان بيمارى زمينه‌اى بهبود مى‌يابد.

  




  علائم : 
با افزايش تعداد سلول‌هاى قرمز در جريان خون سردرد، سرگيجه، خستگي، ضعف، تنگى نفس و سرخ شدن چهره بروز مى‌کند. اغلب خارش عمومى شديد وجود دارد. به‌دليل احتقان خون، کبد و طحال ممکن است متورم شوند. خون به دليل غلظت زياد (افزايش قوام) و افزايش تعداد پلاکت‌ها مستعد لخته شدن مى‌گردد. اين پديده ممکن است به درد استخوانى و ساير علائمى که در اثر تشکيل لخته در عروق خونى بروز مى‌کند، بينجامد.

 تشخیص : 
مشکل اصلي، تشخيص افتراق بين پلى‌سيتمى اوليه (حقيقي) و پلى‌سيتمى ثانويه است زيرا درمان آنها به کلى متفاوت است. اين عمل با اندازه‌گيرى حجم کلى خون با مواد راديواکتيو نشاندار و حصول اطمينان از اينکه تومور يا بيمارى کليوى ترشح‌کننده اريتروپوئتين (هورمونى که توليد سلول‌هاى قرمز خون توسط مغز استخوان را تحريک مى‌کند) وجود ندارد، انجام مى‌شود. بررسى عملکرد ريه نيز براى کنار گذاشتن عوارضى که باعث احتباس دى‌اکسيدکربن مى‌شوند، صورت مى‌گيرد. دى‌اکسيدکربن يک محرک قوى توليد سلول‌هاى قرمز است. آزمايش‌هاى خونى و بررسى ميکروسکوپى (ريزبيني) مغز استخوان نيز از جمله آزمايش‌هاى ضرورى هستند.

   درمان : 
اولين هدف از درمان پلى‌سيتمى حقيقى کاهش تعداد سلول‌هاى قرمز گردش خون است. اين کار با خونگيرى (حجامت) انجام مى‌شود. در واقع اين تنها عارضهٔ پزشکى است که خونگيرى در آن نقش درمانى دارد. داروهاى ضد سرطان و ايزوتوپ‌هاى راديواکتيو نيز ممکن است براى کاهش توليد کليه سلول‌هاى خونى توسط مغز استخوان، تجويز گردند.

  پیش آگهی :
براى پلى‌سيتمى حقيقى علاجى وجود ندارد ولى با درمان مناسب اکثر بيماران ۷ تا ۱۵ سال بعد از تشخيص با علائم اندک زنده مى‌مانند. صرف‌نظر از درمان تجويز شده، در نهايت مغز استخوان از کار مى‌افتد و منجر به ميئلوفيبروز مى‌شود. (در اين عارضه بافت همبند رشته‌اى جايگزين مغز استخوان مى‌شود و توليد کليه انواع سلول‌هاى خونى کاهش مى‌يابد). در برخى بيماران نهايتاً ممکن است سرطان خون بروز کند. با اين حال چون اين بيمارى عمدتاً در افراد سالخورده ايجاد مى‌شود. (سن متوسط شروع بيمارى ۶۰ سال است)، اکثر افراد به‌علل ديگر فوت مى‌کنند.



تاريخ : شنبه 23 دی1391 | 6:8 بعد از ظهر | نویسنده : دکترعسل اشعری
لوسمى سرطان سلول‌هاى سفيد خون است که در آن سلول‌هاى سفيد بدون مهار و بدون انجام عملکرد طبيعى خود رشد مى‌کنند. اين سلول‌هاى سرطانى به‌جاى آنکه بعد از طى دورهٔ زندگى خود از بين بروند به حيات خود ادامه مى‌دهند و تکثير مى‌يابند. آنها اغلب در ساير اعضاء منتشر مى‌‌شوند و با تجمع خود سلول‌هاى طبيعى را از مغز استخوان بيرون مى‌رانند که حاصل آن مصيبت‌بار است. علت سرطان خون در انسان مشخص نيست. معلوم شده است که سرطان خون در حيوانات در اثر ويروس‌ها ايجاد مى‌شود ولى اين موضوع در اکثر سرطان‌هاى خون انسان اثبات نشده است.

دو نوع سرطان خون وجود دارد که دو گروه از سلول‌هاى سفيد-لنفوسيت‌ها و نوتروفيل‌ها سلول‌هاى سرطانى حاد يا مزمن است. به اين ترتيب سرطان حاد خون عارضه‌اى است که در آن سلول‌هاى خونى سرطانى نسبتاً نابالغ هستند در صورتى‌که در سرطان مزمن خون سلول‌هاى سرطانى بلوغ بيشترى دارند. به‌طورکلى سرطان حاد خون نسبت به سرطان مزمن خون سير تندتر و بدخيم‌ترى دارد. با وجود اين، درمان ممکن است اين روند را تغيير دهد.

  سرطان حاد خون (لوسمی حاد ):
برحسب نوع سلولى که سرطانى مى‌شود و رشد آن غيرقابل مهار مى‌گردد، دو نوع سرطان حاد خون وجود دارد که عبارتند از: سرطان خون حاد لنفوسيتى و سرطان خون حاد غيرلنفوسيتى (سرطان خون حاد گرانولوسيتى نيز خوانده مى‌شود). سرطان خون حاد لنفوسيتى عمدتاً بيمارى دوران کودکى است و حداکثر ميزان شيوع آن بين سنين ۳ تا ۵ سالگى است، اگرچه اين بيمارى ممکن است در نوجوانان و بزرگسالان جوان نيز بروز کند. اين بيمارى شايع‌ترين سرطان دوران کودکى است.

سرطان خون حاد غيرلنفوسيتى در همهٔ سنين بروز مى‌کند و شايع‌ترين سرطان حاد خون در بزرگسالان است. تصور مى‌شود که اين سرطان در اثر مواجهه قبلى با اشعه (منظور اشعه X و راديواکتيو است -م.) يا مصرف داروهاى ضد سرطان براى درمان ساير انواع سرطان در گذشته، پديد مى‌آيد.

در هر دو نوع سرطان حاد خون سلول‌هاى سرطانى با تجمع خود سلول‌هاى طبيعى مغز استخوان را بيرون مى‌رانند و توليد سلول‌هاى سفيد، سلول‌هاى قرمز و پلاکت‌ها را مختل مى‌کنند. با ورود سلول‌هاى سرطانى به جريان خون، اعضاء متعدد بدن مثل پوست، کبد، طحال، و مغز مورد تهاجم قرار مى‌گيرند . اين پديده باعث بزرگى اين اعضاء و اختلال عملکرد آنها مى‌شود.

   علائم : 
به‌علت آنکه مغز استخوان توسط توده‌هاى سلول‌هاى سرطانى اشغال مى‌شود، کاهش توليد سلول قرمز باعث کم‌خوني، کاهش توليد گرانولوسيت موجب عفونت و تب و کاهش توليد پلاکت باعث خونريزى مى‌شود. ضعف، خستگى و رنگ‌پريدگى پيشرونده شايع است. کبد و طحال بزرگ مى‌شوند و تهاجم مغزى مى‌تواند منجر به بروز علائم عصبى و نهايتاً اغماء گردد.

سرطان حاد خون درمان نشده تقريباً هميشه کشنده است. تشخيص توسط يافتن سلول‌هاى سرطانى در خون و مغز استخوان داده مى‌شود.

   درمان : 
هدف از درمان پاکسازى نسل کليهٔ سلول‌هاى سرطانى است تا فعاليت سلول‌هاى طبيعى مغز استخوان برقرار گردد. اين هدف توسط انواع بسيارى از داروهاى ضد سرطان که نوع و روش تلفيق آنها با کسب اطلاعات نوين و ظهور داروهاى جديد مدام در حال تحول است، برآورده مى‌شود. تاباندن اشعه به مغز استخوان نيز برا نابودى سلول‌هاى سرطانى به کار مى‌رود. در برخى موارد راى برقرارى فعاليت طبيعي، پيوند مغز استخوان معمولاً از يک خويشاوند نزديک يا خواهر و برادر ضرورى است. در دورهٔ طولانى‌مدت و غالباً طاقت‌فرساى درمان، اقدامات حمايتى شامل تزريق ادوارى سلول‌هاى خونى و آنتى‌بيوتيک براى مقابله با عفونت، انجام مى‌شود. اين درمان تنها در مراکز درمانى تخصصى با کارکنان کارآزموده که کاملاً با نحوهٔ درمان سرطان خون آشنائى دارند، انجام مى‌شود.

    پیش آگهی :
قبل از دسترسى به روش‌هاى درمانى جديد، بيماران مبتلا به سرطان حاد خون به‌طور متوسط حدود چهار ماه زنده مى‌ماندند. با درمان‌هاى جديد ۵۰ درصد بمياران پنج سال يا بيشتر زنده مى‌مانند. با استفاده از پيوند مغز استخوان امکان بقاء طولانى‌ مدت حتى بيشتر هم شده است. پيش‌آگهى هنوز دقيقاً به نوع سلول سرطانى موجود و ميزان موفقيت پزشک براى جلوگيرى از عفونت و خونريزى تا بازگشت مغز استخوان به‌حالت طبيعي، بستگى دارد.

سرطان خون مزمن گرانولوسیتی (سرطان خون مزمن میئلوسیتی ):
در اين سرطان خون گرانولوسيت‌ها (نوتروفيل‌ها) که سلول‌هاى سفيد مسئول مقابله با عفونت‌ها هستند، بيش از حد توليد مى‌‌شوند. اين عارضه در بزرگسالان شايع‌تر است و قبل از ۱۰سالگى نادر است.

   علائم : 
علائم عبارتند از خستگي، ضعف، بى‌اشتهائي، تب، و عرق ريزش شبانه. در برخى موارد در صورت افت تعداد پلاکت‌ها (مبحث کمبود پلاکت را ببينيد) خونريزى و کبودشدگى بروز مى‌کند. طحال اغلب تورم مى‌يابد و يک احساس کشش در سمت چپ شکم ايجاد مى‌شود. تشخيص با پيدا کردن سلول‌هاى سرطانى در خون و مغز استخوان داده مى‌شود.

   درمان : 
درمان سرطان خون مزمن گرانوليستى معمولاً مشابه سرطان حاد خون است و شامل داروهاى ضد سرطان و تاباندن اشعه و به دنبال آن در صورت پيدا شدن دهندهٔ (دهنده به کسى گفته مى‌شود که عضو پيوندى از او گرفته مى‌شود - م.) مناسب، پيوند مغز استخوان است. در بخرى مار به طحال نيز پرتوتابى شده يا توسط جراحى برداشته مى‌شود.

   پیش آگهی : 
بيماران مبتلا به سرطان خون مزمن گرانوليستى به‌طور متوسط ۳ تا ۴ سال بعد از شروع علائم زنده مى‌مانند. داورهاى ضد سرطان معمولاً به‌طور موقت موفق به دفع علائم مى‌شوند ولى سلول‌هاى سرطانى به مرور زمان بدخيم‌تر مى‌شوند و سير بالينى بيمارى معمولاً به‌سرعت در سرازيرى قرار مى‌گيرد. در مواردى که پيوند مغز استخوان موفقيت‌آميز باشد، احتمال درمان قطعى وجود دارد.

 سرطان خون مزمن لنفوسیتی : 
در اين نوع سرطان خون لنفوسيت‌ها دستخوش تغيير شکل بدخيمى مى‌شوند و رشد آنها غيرقابل مهار مى‌گردد. اين عارضه معمولاً بيمارى افراد سالخورده (معمولاً بالاى ۶۰ سال) است و ۲ تا ۳ برابر در مردها شايع‌تر است. علت آن ناشناخته است.

  علائم : 
شروع علائم تدريجى است. در برخى موارد اولين نشانه‌هاى بيمارى بزرگى غدد لنفاوى گردن، کشالهٔ ران و زيربغل است. خستگي، ضعف، بى‌اشتهائي، کاهش وزن و تنگى نفس بعداً بروز مى‌کند. طحال ممکن است بزرگ شود و باعث احساس کشش در سمت چپ شکم گردد.

   درمان : 
براى سرطان خون مزمن لنفوسيتى علاجى وجود ندارد. درمان معمولاً هنگامى آغاز مى‌شود که علائم بروز کنند. حتى در آن موقع درمان افراطى خطرناکتر از درمان کمتر از حد معمول است. درمان شامل تاباندن اشعه و داروهاى ضد سرطان است. در صورت لزوم تزريق سلول‌هاى خونى به‌طور انتخابى براى مهار خونريزى و کم‌خونى انجام مى‌شود و آنتى‌بيوتيک در صورت بروز عفونت تجويز مى‌گردد.

   پیش آگهی : 
ميزان متوسط بقاء بيماران مبتلا به سرطان خون مزمن لنفوسيتى حدود ۶ سال بعد از شروع علائم است. در انواع خاصى از اين سرطان خون، پيش‌آگهى بسيار بهتر است و تعداد زيادى از بيماران سالخورده به‌علل غيرمرتبط ديگر مى‌ميرند.



تاريخ : جمعه 22 دی1391 | 11:16 بعد از ظهر | نویسنده : دکترعسل اشعری
همان‌طور که در مباحث قبل ذکر شد انعقاد خون نتيجهٔ مجموعهٔ پيچيده‌اى از واکنش‌هاى فيزيکى و شيميائى است که نيازمند وجود عوامل انعقادى متعددى است که به‌طور طبيعى در خون وجود داردند. در هموفيلى يک يا چند عمل انعقادى به‌طور ارثى وجود ندارد بنابراين کبودشدگى و خونريزى مکرر روى مى‌دهد. شايع‌ترين نوع هموفيلى به هموفيلى A معروف است که در آن ماده‌اى موسوم به عامل (فاکتور) VII وجود ندارد يا به‌طور قابل توجهى کاهش يافته است. به‌دليل شيوهٔ توارث هموفيلى تنها مردان به آن مبتلا مى‌شوند، ولى ويژگى اين بيامرى نسل به نسل توسط مادرانى که ژن معيوب را حمل مى‌کنند، منتقل مى‌شود.

   علائم : 
علائم هموفيلى خونريزى و کبودشدگى است و معمولاً به محض فعاليت و چهاردست و پا رفتن کودک شروع مى‌شود. در برخى موارد اين عارضه خفيف است و ممکن است تا بلوغ تظاهر نکند. خونريزى داخل مفصلى مى‌تواند باعث خشکى مفصل گردد. صدمات شديد به‌دليل خونريزى غيرقابل مهار مى‌توانند کشنده باشند.

  درمان : 
خونريزى حاد را معمولاً مى‌توان با تزريق وريدى عامل VIII متوقف کرد. بيماران هموفيل طبيعتاً بايد مراقب خود باشند و از آسيب‌ديدگى و داروهاى ضد انعقادى مثل آسپيرين بپرهيزند. حتى جراحى‌هاى کوچک نيازمند آماده‌سازى دقيق براى محدودکردن خونريزى است و اين اعمال بايد در مراکزى انجام شود که در درمان هموفيلى تجربه دارند. افرادى که در خانواده خود بيمار هموفيل دارند بايد قبل ازتشکيل خانوادهٔ جديد به دنبال انجام مشاورهٔ وراثت‌شناسى (ژنتيک) باشند.

خطر ابتلا به التهاب کبدى و ايدز در بيماران هموفيل زياد است زيرا تزريق ادوارى فرآورده‌هاى خونى به آنها ضرورى است. با اين حال انجام آزمايش‌هاى جارى در سطح وسيع، اين خطر را به ميزان زيادى کاهش داده است.


تاريخ : جمعه 22 دی1391 | 12:46 بعد از ظهر | نویسنده : دکترعسل اشعری
در ترمبوسيتوپنى ميزان پلاکت خون به قدرى کم است که به‌راحتى باعث خونريزى مى‌شود. علل متعددى براى کاهش تعداد پلاکت وجود دارد که عبارتند از: کاهش توليد پلاکت در مغز استخوان، افزايش مصرف آن در اثر ايجاد لخته، افزايش تخريب پلاکتى به‌علت توليد پادتن‌ها يا واکنش داروئى.

   علائم : 
علائم کمبود پلاکت، کبودشدگي، خونريزى طولانى‌مدت در اثر بريدگى جزئي، يا خونريزى از بينى است. بثورات جلدى مشخص شامل لکه‌هاى قرمز روشن و کوچک به‌ويژه در پاها ممکن است بروز کند. اينها در واقع نواحى کوچک خونريزى داخل پوستى هستند. اگر تب، کوفتگي، دردهاى عضلانى و مفصلى همراه بثورات جلدى بروز کند، معمولاً يک عفونت زمينه‌اى مسبب آن است.

   درمان : 
پزشک احتمالاً همهٔ داروهائى را که مصرف مى‌کنيد قطع خواهد کرد زيرا بسيارى از داروها مى‌توانند باعث تخريب پلاکتى شوند. اگر پادتن‌هاى ضدپلاکتى مسبب عارضه باشند، کورتيکو استروئيدها ممکن است تجويز شوند. در موارد شديد برداشتن طحال ضرورى است زيرا اين عضو محل تخريب پلاکت‌ها است. براى توقف خونريزى ممکن است تزريق پلاکت نيز ضرورى باشد.


تاريخ : چهارشنبه 20 دی1391 | 8:14 قبل از ظهر | نویسنده : دکترعسل اشعری
تغيير رنگ ارغوانى يا قهوه‌اى پوست را که در اثر خونريزى داخل بافتى ايجاد مى‌شود پورپورا گويند -م.

اين عارضه احتمالاً شايع‌ترين اختلال خونريزى‌دهنده است و اغلب در خانم‌ها بروز مى‌کند. شما ممکن است متوجه کبودى به‌ويژه در ران‌ها، کفل، و بالاى بازوى خود بدون ضربه ديدن آنها، شويد. معمولاً علامت ديگرى وجود ندارد و تمام آزمايش‌هاى مربوط به خونريزى طبيعى است.

   درمان :
اگر سريعاً دچار کبودى مى‌شويد به پزشک مراجعه کنيد، او براى شما آزمايش‌هاى خونى مربوط به اختلالات شديد خونريزى‌دهنده را درخواست خواهد کرد. اگر اشکالى پيدا نشد احتمالاً به شما توصيه مى‌شود که از مصرف آسپيرين و داروهاى حاوى آسپيرين که زمان خونريزى را طولانى مى‌کند، خوددارى کنيد. غير از اين نکته اين عارضه اهميت ديگرى ندارد.

در برخى افراد سالخورده ممکن است کبودى‌هاى ارغوانى رنگى بروز کند که براى مدت طولانى روى بازوها و پشت دست‌‌ها باقى مى‌مانند. اين عارضه به پورپوراى پيرى معروف است و تصور مى‌شود که در اثر مواجهه قبلى با آفتاب به‌وجود مى‌آيد. اين عارضه بی خطر است و درمانى براى آن وجود ندارد، اگرچه اين کبودى‌ها که بعداً يک رنگ قهوه‌اى دائمى به‌خود مى‌گيرند، ممکن است از نظر زيبائى ناخوشايند باشند. استفاده از لباس آستين بلند بهترين راه‌حل است.


تاريخ : یکشنبه 10 دی1391 | 8:10 قبل از ظهر | نویسنده : دکترعسل اشعری
اين بيمارى جزء گروهى از کم‌خونى‌ها است که به‌ويژه در اهالى کنار درياى مديترانه، آفريقا، و جنوب شرقى آسيا شايع است. اين اختلالات با توليد مولکول‌هاى هموگلوبين غيرعادى که باعث تخريب زودرس سلول‌هاى قرمز مى‌گردد، مشخص مى‌شوند.

   علائم :
علائم تالاسمى بسته به شدت آن متفاوت است. در شکلى از آنکه به تالاسمى شديد (Major)، موسوم است (ژن غيرطبيعى از هر دو والد به ارث رسيده باشد) تمام علائم کم‌خونى شديد شامل ضعف، خستگي، رنگ‌پريدگي، و از نفس افتادن بروز مى‌کند. طحال ممکن است بزرگ شود و باعث حساسيت شکمى گردد. اين کم‌خونى ممکن است رشد طبيعى را نيز مختل کند و باعث کوتاهى و سبکى جثّه گردد. بيماران مبتلا به ويژگى تالاسمى (توارث ژن غيرطبيعى تنها از يک والد) معمولاً علائم کمى دارند يا بدون علامت هستند.

   درمان : 
در تالاسمى شديد تزريق مکرر خون براى تمام عمر ضرورى است. چون آهن در اثر اين انتقال‌هاى خون احتباس مى‌يابد، بايد توسط داروهائى که به آن وصل مى‌شوند برداشته شود (داروهائى که آهن را برمى‌دارند) تا از آسيب کبدي، قلبى و کليوى جلوگيرى شود. افراد مبتلا به تالاسمى خفيف احتياج به درمان ندارند.


تاريخ : یکشنبه 10 دی1391 | 7:49 قبل از ظهر | نویسنده : دکترعسل اشعری
کم‌خونى سلول داسى‌شکل يک اختلال ارثى است که عمدتاً سياه‌پوستان را مبتلا مى‌کند و در اثر وجود مولکول‌هاى هموگلوبين غيرعادى (هموگلوبين - S) در سلول‌هاى قرمز ايجاد مى‌شود. براى بروز کم‌خونى سلول داسى‌شکل ژن غيرطبيعى بايد از هر دو والد به ارث برسد. اگر تنها يک ژن به ارث برسد، مى‌گويند که ويژگى سلول داسى‌شکل وجود دارد و نيمى از هموگلوبين داخل سلول‌هاى قرمز طبيعى است. داشتن ويژگى سلول داسى‌‌شکل تنها با علائم مختصرى همراه است.

وقتى سلول‌هاى قرمز محتوى هموگلوبين-S به بافتى که اکسيژن کمى دارد وارد شوند، سلول تغيير شکل مى‌دهد و داسى‌شکل مى‌شود. اين سلول‌ها نمى‌توانند به‌راحتى از مويرگ‌ها و عروق خونى کوچک عبور کنند، در عوض تمايل دارند مويرگ‌ها را مسدود کنند و باعث محروميت بافت‌هاى اطراف از اکسيژن شوند. اين پديده به بحران سلول داسى‌شکل معروف است و مى‌تواند خيلى دردناک باشد.

   علائم : 
علائم کم‌خونى داسى‌شکل کاملاً متنوع است. در موارد شديد کليه علائم کم‌خونى مثل ضعف، خستگي، و از نفس افتادن وجود دارد. در ضمن دوره‌هائى از زردى و بحران سلول‌ داسى‌شکل نيز ممکن است بروز کند. اين بحران با درد استخوانى و مفصلى که در اثر تخريب (نکروز) موضعى استخوان ايجاد مى‌شود، مشخص مى‌گردد. تهوع، استفراغ، و درد شکمى نيز ممکن است وجود داشته باشد که تشخيص آن از يک فوريت حاد شکمى دشوار است. عفونت، نارسائى کليه (به مبحث نارسائى کليه مراجعه کنيد) و آمبولى ريه (به مبحث آمبولى ريه مراجعه کنيد) شايع هستند و اين بيمارى معمولاً با کاهش اميد به زندگى همراه است.

  درمان : 
براى درمان ريشه‌اى بيمارى کار زيادى نمى‌توان کرد ولى درد را مى‌توان با مسکن‌ها تسکين داد و آنتى‌بيوتيک‌ها را مى‌توان هنگام بروز عفونت تجويز نمود. افراد مبتلا به کم‌خونى سلول داسى شکل بايد از پرواز با هواپيماهائى که هواى داخل آنها فشار لازم را ندارد خوددارى کنند و براى پرهيز از ابتلا به بحران سلول داسى‌شکل که در اثر کاهش يزن اکسيژن محيز ايجاد مى‌شود و به ارتفاعات بالاى ۶۰۰۰ پا (حدود ۱۸۰۰متر) صعود نکنند.


تاريخ : سه شنبه 5 دی1391 | 9:35 بعد از ظهر | نویسنده : دکترعسل اشعری
هموليز با تخريب زودرس سلول‌هاى قرمز خون مشخص مى‌شود. سلول‌هاى قرمز در پايان دورهٔ زندگى خود که حدود ۱۲۰ روز است به‌طور طبيعى در طحال، کبد، و مغز استخوان تخريب مى‌شوند. هرگاه به دليلى دورهٔ زندگى آنها کوتاه شود، مغز استخوان براى حفظ تعداد طبيعى سلول‌هاى قرمز جريان خون بايد توليد آنها را افزايش دهد. هرگاه مغز استخوان نتواند با ميزان تخريب مقابله نمايد، کم‌خونى بروز مى‌کند.

هموليز علل متعددى دارد. بدن ممکن است پادتن‌هائى توليد کند که خود را به سلول‌هاى قرمز متصل نمايند و سلول را براى تخريب زودرس علامت‌گذارى کنند. داروها و باکترى‌هاى خاصى مى‌تواند باعث هموليز شوند. در برخى موارد طحال ممکن است بيش از حد فعال شود (هيپراسپلنسيم) و تعداد بسيارى زيادى از سلول‌هاى قرمز را قبل از اتمام دورهٔ طبيعى زندگى خود، تخريب کند. نقايص مادرزادى در غشاء سلول‌هاى قرمز نيز مى‌تواند باعث هموليز شود (مثلاً بيمارى ارثى گويچه‌اى شد سلول‌هاى قرمز يا اسفروسيتوز ارثي).

  علائم : 
علائم کم‌خونى ناشى از هموليز مشابه ساير کم‌خونى‌ها است و عبارتند از: رنگ‌پريدگي، ضعف، خستگى و از نفس افتادن. اگر تخريب سلول‌هاى قرمز خون شديد باشد زردي، و ادرار تيره رنگ ممکن است ايجاد شود. گاهى لرز، تب، کمردرد بروز مى‌کند.

   درمان : 
درمان بسته به علت هموليز متفاوات است. هموليزى را که به علت داروها يا آنتى‌بيوتيک‌ها ايجاد شود مى‌توان با تغيير درمان داروئى برطرف کرد. در برخى موارد برداشتن طحال (محل تخريب اکثر سلول‌هاى قرمز) به‌طور قابل توجهى باعث بهبودى اين عارضه مى‌شود.


تاريخ : چهارشنبه 22 آذر1391 | 9:2 قبل از ظهر | نویسنده : دکترعسل اشعری
اسيد فوليک يکى ديگر از ويتامين‌هائى است که براى توليد سلول‌هاى قرمز ضرورى است، اگرچه در اين مورد شايع‌ترين علت کم‌خونى ميزان ناکافى آن در رژيم غذائى است. بدن تنها قادر است اسيد فوليک موردنياز چندماه را ذخيره کند. چون اسيد فوليک عمدتاً در سبزى‌هاى سبز يافت مى‌شود و با پختن زياد از بين مى‌رود، رژيم غذائى‌اى که حاوى مقدار ناکافى سبزى‌هاى تازه باشد ممکن است به کم‌خونى منجر شود. اين پديده به‌ويژه در الکلى‌هاى مزمن و گروهى از افراد که به 'چاى و نان سوخاري' معروف هستند و به‌علت بى‌تفاوتى يا صرفاً عادات بد، خود را به غذاهاى خيلى ساده و محدود سازگار کرده‌اند، معمول است. اين عارضه در ميان سالخوردگانى که تنها زندگى مى‌کنند شايع است. سوءجذب روده‌اى و درمان طولانى‌مدت با آنتى‌بيوتيک‌ها نيز مى‌تواند منجر به کمبود اسيد فوليک گردد. علائم شبيه کم‌خونى ناشى از ويتامين B۱۲ و بدون علائم عصبى است.

   درمان : 
پزشک احتمالاً در ابتدا قرص اسيد فوليک تجويز خواهد نمود و نيز يک رژيم غذائى که به‌طور مناسبى تنظيم شده باشد و نياز اسيد فوليک شما را تأمين نمايد، توصيه خواهد کرد. غذاهاى غنى از اسيد فوليک عبارتند از: انواع سبزى‌هاى سبزرنگ، انواع لوبيا و نخود، و جگر سياه.


تاريخ : سه شنبه 21 آذر1391 | 9:6 قبل از ظهر | نویسنده : دکترعسل اشعری
ويتامين B۱۲ براى توليد سلول‌هاى قرمز ضرورى است. کبد معمولاً مقدار کافى ويتامين B۱۲ براى تداوم توليد سلول‌هاى قرمز براى ۳ تا ۵ سال ذخيره مى‌کند. اکثر رژيم‌هاى غذائى حاوى مقادير کافى ويتامين B۱۲ است که از طريق رودهٔ کوچک جذب مى‌شود. با وجود اين جذب اين ويتامين به ماده‌اى به‌نام عامل (فاکتور) داخلى بستگى دارد که توسط سلول‌هاى پوشش داخلى معده توليد مى‌گردد. در برخى افراد ترشح عامل داخلى کاهش مى‌يابد و هنگامى‌که ذخاير ويتامينى کبد تخليه شد اين عارضه نهايتاً منجر به کم‌خونى مى‌شود. علل کمتر شايع کمبود ويتامين B۱۲ شامل سوءجذب روده‌اى (به مبحث نشانگان سوءجذب مراجعه کنيد) و دريافت ناکافى آن را مواد غذائى در گياهخواران است.

   علائم : 
علائم کمبود ويتامين B۱۲ مشابه ساير کم‌خونى‌ها است که در بالا توضيح داده شد. به‌علت قابليت زياد ذخيره‌سازى کبد و اين واقعيت که سوءجذب کامل نادر است، شروع علائم معمولاً تدريجى است. در نهايت ضعف، رنگ‌پريدگي، خستگى از نفس افتادن بروز مى‌کند. زبان ممکن است ملتهب شود (گلوسيت) و فرد در آن احساس سوزش نمايد. در بيمارى خيلى شديد دستگاه عصبى نيز درگير مى‌شود و باعث اشکال در راه رفتن و حفظ مناسب تعادل مى‌گردد.

   درمان : 
وقتى قابليت جذب ويتامين B۱۲ از دست رفت ديگر باز نمى‌گردد. اين مسئله تزريق اين ويتامين يا مصرف ميزان زياد فرآورده‌هاى خوراکى آن را ايجاب مى‌کند. وقتى ذخاير کبدى مجدداً پر شد يک‌بار تزريق ماهانه يا مصرف روزانه قرص‌هاى ويتامين در نظر گرفته مى‌شود. در صورت صلاحديد پزشک ممکن است بتوانيد اين ويتامين را به خود تزريق کنيد. کم‌خونى ظرف حدود شش هفته اصلاح مى‌شود. اگر علائم عصبى بروز کند ممکن است تا اصلاح آن ۱۸ ماه طول بکشد.


تاريخ : جمعه 10 آذر1391 | 10:34 قبل از ظهر | نویسنده : دکترعسل اشعری
کليهٔ کم‌خونى‌ها در يک چيز مشترک هستند و آن کاهش هموگلوبين خون است. هموگلوبين که ممکن است با آن آشنائى داشته باشيد، پروتئين در سلول‌هاى قرمز است که اکسيژن را حمل مى‌کند. کمبود هموگلوبين ممکن است در اثر تعداد کم سلول‌هاى قرمز (مثلاً بعد از خونريزي) يا مقدار کم هموگلوبين در هر سلول قرمز (هنگامى بروز مى‌کند که مبتلا به کمبود آهن باشيد) ايجاد شود. مهم‌ترين انواع کم‌خونى‌ها در جدول زير ذکر شده‌اند.

کليهٔ کم‌خونى‌ها صرف‌نظر از علت آنها علائم مشترک خاصى مثل رنگ‌پريدگي، ضعف، و خستگى دارند. کم‌خونى در صورت شدت باعث سردرد، بى‌حالي، از نفس افتادن، خواب‌آلودگي، و گاهى زردي، از دست دادن ميل جنسي، فقدان قاعدگي، و رفتار غيرعادى مى‌شود.

   علل شايع کم‌خونى

علت

اظهارنظرها


از دست دادن خون

ممکن است به‌علت خونريزى حاد يا از دست رفتن خون به‌‌طور مزمن مثل خونريزى خفيف از روده‌ها ايجاد شود.


کمبود آهن

به‌علت از دست رفتن خون به‌طور مزمن يا کاهش جذب آهن از روده ايجاد مى‌شود.


کمبود ويتامين B۱۲

ويتامين B۱۲ براى توليد گلبول قرمز ضرورى است.


کمبود اسيدفوليک

اسيد فوليک براى توليد گلبول قرمز ضرورى است.


هموليز٭

تخريب زودرس گلبول‌هاى قرمز.


بيمارى سلول داسى شکل

ناهنجارى مادرزادى گلبول‌هاى قرمز که باعث هموليز مى‌شود.


تالاسمى٭٭

کمبود مادرزادى هموگلوبين در سلول‌هاى قرمز.


بيمارى مزمن

اغلب در التهاب مفصلى روماتوئيد، التهاب کبد، سرطان، و عفونت‌هاى مزمن ديده مى‌شود. بعد از برطرف شدن بيمارى زمينه‌اى بهبود مى‌يابد.
  کم خونی فقر آهن : 
آهن يکى از اجزاء مهم تشکيل‌دهندهٔ هموگلوبين است. هنگامى که ذخاير آهن بدن شما ناکافى باشد، مغز استخوان با ساختن سلول‌هاى قرمز کوچکتر که حاوى مقدار کمى هموگلوبين است واکنش نشان مى‌دهد. اين عارضه شايع‌ترين علت کم‌خونى است و به‌دليل قاعدگى در خانم‌ها شايع‌تر است. به‌طور طبيعى آهن کمى که از بدن دفع مى‌شود به‌راحتى توسط آهن موجود در رژيم غذائى جبران مى‌گردد. سه علت اصلى براى از دست رفتن آهن وجود دارد:

شايع‌ترين علت کمبود آهن از دست دادن خون به‌طور مزمن است. علل شايع خونريزى عبارتند از: قاعدگى شديد، خونريزى ناشى از التهاب معده، زخم‌هاى معده، سرطان معده و بيمارى التهابى روده. حتى بواسير نيز ممکن است آنقدر خونريزى کند که شما را کم خون نمايد. پاسخ مغز استخوان به از دست دادن خون، ساختن سلول‌هاى قرمز بيشتر است. اين عمل ذخاير آهن مغز استخوان و کبد را بيرون مى‌کشد. هنگامى که ذخاير براى پاسخ‌گوئى به افزايش تقاضا کافى نباشد، کم‌خونى بروز مى‌کند. يک علت بسيار نادر از دست دادن آهن تخريب بيش از حد سلول‌هاى قرمز (هموليز) و دفع هموگلوبين در ادرار است.

علت دوم ناکافى بودن آهن کاهش جذب روده‌اى است که در نشانگان سوءجذب بروز مى‌کند (به مبحث نشانگان سوء جذب مراجعه کنيد). شايع‌ترين علت آن برداشتن بخشى از معده در شرايطى مثل زخم يا سرطان معده است زيرا اسيد معده براى جذب آهن ضرورى است.

سومين علت کم‌خونى فقر آهن در رژيم غذائى است. اين پديده گاهى در کودکان در دو سال اول زندگى در صورتى‌که آهن رژيم غذائى براى پاسخ به نيازهاى رشد سريع آنها کافى نباشد، ديده مى‌شود. دختران نوجوان ممکن است هنگامى که نيازهاى رشد آنها با شروع قاعدگى درهم آميزد، دچار کم‌خونى شوند. افرادى که رژيم غذائى بسيار محدود يا عادات غذائى غيرطبيعى دارند نيز ممکن است آهن ناکافى دريافت کنند.

   علائم : 
علائم کليهٔ انواع کم‌خونى مشابه است و عبارتند از: رنگ‌پريدگي، ضعف، خستگي، و از نفس افتادن. در کمبود شديد، زبان ممکن است نماى صاف و براق پيدا کند و عارضه‌اى به‌نام پيکا (Pica)، که در آن افراد مبتلا به کم‌خونى شديد تمايل زياد به مصرف خاک يا رنگ دارند، ممکن است ايجاد شود.

   درمان : 
اگر تصور مى‌کنيد کم‌خون هستند به پزشک مراجعه کنيد. سعى نکنيد خوددرمانى نمائيد زيرا انواع گوناگون کم‌خونى وجود دارد که روش درمانى آنها متفاوت است. بدون انجام آزمايش نمى‌توانيد بگوئيد که به کدام نوع آن مبتلا هستيد. اگر کم‌خونى فقر آهن تشخيص داده شد پزشک احتمالاً تزريق آهن يا مصرف فرآورده‌هاى خوراکى آن را توصيه مى‌کند. اگر علت اين عارضه محدود بودن رژيم غذائى است احتمالاً بايد عادات غذائى جديدى را برگزينيد. غذاهائى که غنى از آهن هستند عبارتند از گوشت، تخم‌مرغ، غلات و انواع لوبيا.


تاريخ : جمعه 10 آذر1391 | 9:40 قبل از ظهر | نویسنده : دکترعسل اشعری
نشانگان مجموعه علائمى است که با هم يک بيمارى را مشخص مى‌کنند ولى علت آن معمولاً ناشناخته است. اين تعريف در مورد نشانگان کوفتگى مزمن کاملاً صادق است. اين نشانگان به اين علت در اينجا بررسى مى‌شود که از بسيارى جهات شبيه مونونوکلئوز عفونى است. با اين حال در اکثر موارد ويروس اپشتين‌بار را نمى‌توان نشان داد. کوفتگى يک‌نوع احساس خستگى است که به‌قدرى شديد است که در فعاليت‌هاى روزانه‌ اختلال ايجاد مى‌کند. کوفتگى مزمن هنگامى پديد مى‌آيد که خستگى بيش از چند روز يا چند هفته طول بکشد، بنابراين نمى‌توان آن را به‌ بى‌خوابى يا آنفلوانزا نسبت داد.                                                                                     

   تشخیص :
چون نشانگان کوفتگى مزمن يک بيمارى مبهم است، پزشکان قبل از مطرح کردن اين تشخيص وجود معيارهاى ويژه‌اى را ضرورى مى‌دانند:

۱. شما بايد به‌تازگى دچار خستگى شديد و ضعيف که توانائى انجام کار مؤثر را مختل کرده است، شده باشيد.

۲. کليهٔ بيمارى‌هاى شناختهٔ شدهٔ ديگر، عفونت‌ها، يا بيمارى‌هاى روانى که ممکن است باعث اين علائم شوند، بايد کنار گذاشته شوند.

۳. بايد دچار چهار عارضه از عوارض زير باشيد:

- تب خفيف (37/3 تا38/3  درجه) يا لرز.

- گلودرد.

- غدد لنفاوى دردناک در گردن يا زير بغل.

- سردردهاى منشر.

- دردهاى عضلانى غيرقابل توجيه.

- دردهاى مفصلى مهاجر بدون قرمزى و تورم.

- فراموشي، تحريک‌پذيري، يا گيجي.

- اختلال در خواب.

کوفتگى همچنين يکى از تظاهرات افسردگى است. اگرچه اکثر مردم مايل به پذيرش مشکلات روانى خود نيستند، مواردى مثل افسردگى به‌طور معمول نسبتاً زودگذر و قابل درمان هستند. با وجود اين پزشک مايل است قبل از نسبت دادن کوفتگى شما به افسردگي، ساير بيمارى‌ها را کنار بگذارد.

   درمان : 
چون علت شناخته‌شده‌اى براى نشانگان کوفتگى مزمن وجود ندارد. در نتيجه درمان خاصى نيز ندارد. علائم با ميزان مناسبى استراحت و ورزش بسته به تحمل فرد، درمان مى‌شود. مسکن‌هاى خفيف براى رفت درد و ناراحتى مناسب هستند. اين نشانگان نهايتاً بهبود مى‌يابد.



تاريخ : شنبه 20 آبان1391 | 11:0 بعد از ظهر | نویسنده : دکترعسل اشعری
مونونوکلئوز عفونى که اغلب با لفظ 'مونو' به آن اشاره مى‌شود، عفونت سلول‌هاى سفيد با ويروس اپشتين‌بار (Epstien Barr) است. عفونت اغلب در افراد جوان به‌ويژه نوجوانان بروز مى‌کند. اين عفونت با تب، گلودرد، خستگى و ضعف، بى‌اشتهائي، تورم غدد لنفاوي، و اغلب سفتى عضلات مشخص مى‌شود. معتقد هستند که اين بيمارى از طريق بزاق عفونى انتشار مى‌يابد و دورهٔ نهفتهٔ آن ۷ تا ۱۴ روز است. مونونوکلئوز عفونى معمولاً بيمارى وخيمى نيست. با اين حال در موارد شديد التهاب کبدى و زردى مى‌تواند بروز کند و طحال ممکن است به‌قدرى بزرگ شود که باعث درد و پرى شکم گردد.

پزشک مى‌تواند با آزمايش مونواسپات (Monospot)، که پادتن ويروس اپشتين‌بار را شناسائى مى‌کند بيمارى را تشخيص دهد. علائم اصلى بيمارى ظرف ۱ تا ۱۴ روز بهبود مى‌يابد اگرچه اين بهبودى ۱ تا ۳ ماه قبل از برطرف شدن خستگى زودرس مى‌باشد.

   درمان : 
مانند اکثر عفونت‌هاى ويروسي، درمان اختصاصى و مؤثرى بارى مونونوکلئوز وجود ندارد. درمان جنبه حمايتى دارد و شامل استراحت در بستر، خوردن مايعات فراوان، و غذاى مقوى است (على‌رغم کاهش اشتها). قرقره کردن آب نمک گرم ممکن است گلودرد را تسکين دهد و استامينوفن ممکن است در صورت لزوم مصرف شود. مصرف آنتى‌بيوتيک توصيه نمى‌شود مگر آنکه عفونت باکتريائى ثانويه بروز کند. درد ناگهانى در قسمت فوقانى و چپ شکم (که ممکن است ناشى از پارگى نادر يک طحال بزرگ شده باشد) بايد شما را هشيار کند که فوراً به پزشک مراجعه کنيد.



تاريخ : پنجشنبه 20 مهر1391 | 11:41 بعد از ظهر | نویسنده : دکترعسل اشعری
عفونت‌هاى خون که به سپتى سمى معروف هستند مواردى هستند که در آنها باکترى‌ها و سموم آنها معمولاً از يک ناحيهٔ عفونى محدود مثل يک آبسه وارد جريان خون مى‌شوند و به اين ترتيب در سراسر بدن پخش مى‌گردند. علائم بسته به نوع باکترى مولد بيمارى و تعداد جرم‌هائى که وارد جريان خون مى‌شوند از يک تعريق خفيف ثابت و لرز دوره‌اي، شوک و ضعف شديد متغير است. سپتى سمى با نشان دادن وجود باکترى و جدا کردن آن از کشت خون تشخيص داده مى‌شود.

   درمان : 
سپتى سمى يک عفونت شديد است که معمولاً نياز به بيسترى شدن و درمان آنتى‌بيوتيکى مکفى دارد. در ضمن هر کوششى بايد براى يافتن محل عفونت اوليه به‌عمل آيد زيرا درمان آن معمولاً سپتى سمى را برطرف مى‌کند.



تاريخ : دوشنبه 13 شهریور1391 | 10:3 بعد از ظهر | نویسنده : دکترعسل اشعری
آمبولى ريه هنگامى بروز مى‌کند که يک لختهٔ خونى از يکى از وريدهاى عمقى پاکنده شود و به قلب انتقال يابد و از آنجا به شريان ريوى برود و در يکى از شريان‌هاى کوچک ريه که قادر به عبور از آن نيست گير کند. در اينجا لخته جريان خون ريوى را مسدود مى‌کند و باعث جلوگيرى از اکسيژن‌دار شدن خون مى‌شود. اگر لخته خيلى بزرگ باشد، نتيجه مى‌تواند مصيبت‌بار باشد. در واقع ۳۰ درصد مبتلايان به آمبولى ريه در اثر اين عارضه مى‌ميرند. افرادى که در خطر آمبولى ريه قرار دارند همان کسانى هستند که در خطر ترومبوز وريدى عمقى مى‌باشند.

   علائم : 
آمبولى کوچک ريه هيچ علامتى ايجاد نمى‌کند. آمبولى‌هاى بزرگتر ممکن است به‌قدرى اکسيژن‌رسانى به خون در ريه را مختل کنند که باعث تنگى نفس، سرگيجه، بى‌حالي، درد قفسهٔ سينه گاهى کبودى دور دهان يا سرفهٔ همراه با خلط خوني، شوند. آمبولى وسيع ريه مى‌تواند ظرف چند دقيقه باعث از پا افتادن و مرگ شود.

   تشخیص : 
آمبولى ريه با تصويرنگارى توسط مواد راديواکتيو که فقدان جريان خون در ناحيه‌اى از ريه را نشان مى‌دهد و با پرتونگارى از عروق ريوى که در آن مادهٔ حاجب داخل قلب تزريق مى‌شود و پرتونگارى براى مشخص کردن لختهٔ داخل عروق خونى ريه انجام مى‌گردد، تشخيص داده مى‌شود.

   درمان : 
اگر آمبولى ريه به‌قدر کافى زود تشخيص داده شود، گاهى مى‌توان توسط آنزيم‌هائى مثل استرپتوکيناز، اروکيناز و فعال‌کنندهٔ پلاسمينوژن بافتي، لخته را حل کرد. پزشک به احتمال زياد براى پيشگيرى از ايجاد لخته‌هاى خونى جديد داروهاى ضد انعقادى را نيز تجويز خواهد کرد. در موارد شديد مى‌توان توسط لوله‌هاى مخصوص صافى‌‌هائى داخل وريد بزرگ-وريد اجوف - تعبيه کرد تا آمبولى‌ها را قبل از رسيدن به قلب و ريه به دام اندازد.

   پیشگیری : 
پيشگيرى از آمبولى ريه توسط همان اقداماتى که براى پيشگيرى از ترومبوز وريدى عمقى انجام مى‌شود، حاصل مى‌گردد.



تاريخ : جمعه 27 مرداد1391 | 10:54 قبل از ظهر | نویسنده : دکترعسل اشعری
هنگامى‌که لخته در يکى از وريدهاى عمقى پا يا بازو تشکيل شود وضعيت بسيار وخيم‌تر از التهاب وريد و ترومبوز سطحى است. زيرا امکان کنده شدن لخته و ايجاد آمبولي٭ که ممکن است به عروق خونى ريه منتقل شود، وجود دارد (به مطالب تحت عنوان آمبولى ريه مراجعه کنيد).

٭ لخته کنده شده يا هر توده‌اى که داخل جريان خون شود و رگ‌هاى کوچکتر دوردست را مسدود کند آمبولى خوانده مى‌شود -م.

دو پديده، خطر ايجاد ترومبوز وريدى عمقى را افزايش مى‌دهند: کندى جريان خون وريدى و افزايش انعقادپذيري. کندى جريان خون به‌ويژه در افرادى که بعد از آسيب يا جراحى مجبور به استراحت در بستر هستند شايع است. نارسائى قلب جريان خون را کند مى‌کند. در حاملگى نيز با وارد شدن فشار به وريدهاى لگنى که خون پاها را دريافت مى‌کنند اين حالت ايجاد مى‌شود. چاقي، اين ديو قديمى نيز فرا را به ترومبوز وريدى عمقى مستعد مى‌کند. افزايش انعقادپذيرى در افرادى که مقادير زيادى از استروژن‌ها را در داروهاى ضد حاملگى مصرف مى‌کنند (به مبحث قرص‌هاى پيشگيرى از حاملگى مراجعه کنيد) و قربانيان سرطان، بيماران کليوي، و مبتلايان به بيمارى‌هاى خونى خاص مثل پلى‌سيتمى حقيقى (به مبحث پلى‌سيتمى حقيقى مراجعه کنيد) پديد مى‌آيد.

   علائم :
ترومبوز وريدى عمقى ممکن است تا بروز درد ناگهانى قفسهٔ سينه در اثر آمبولى ريه علامتى نداشته باشد. با وجود اين به‌طور شايع قرمزي، درد، و تورم در پا و بازوى مبتلا نشان‌دهندهٔ وجود ترومبوز است. برجسته شدن وريدهاى سطحى و تغيير رنگ پوست و کبودى ممکن است ايجاد شود. درد معمولاً با ايستادن و راه رفتن ظاهر مى‌شود و با دراز کشيدن برطرف مى‌گردد. تشخيص درد ناشى از التهاب وريدى و ترومبوز از درد عضلانى اغلب مشکل است.

اگر تصور مى‌کنيد به ترومبوز وريدى عمقى مبتلا شده‌ايد فوراً به پزشک مراجعه کنيد تشخيص معمولاً با تصويرنگارى دوگانه با امواج ماوراء صوت (اولتراسوند دوبله) اثبات مى‌شود که در آن امواج صوتى با بسامد زياد از پا عبور داده مى‌شود تا وجود لخته و کاهش جريان خون ناشى از آن را مشخص کند. در برخى موارد پرتونگارى از وريد (ونوگرافي) تزريق ماده حاجب به‌داخل وريدها و پرتونگارى براى مشخص کردن لخته خونى داخل مجراء آن انجام مى‌شود.

   درمان :
هدف اصلى درمان ترومبوز وريدى عمقى جلوگيرى از آمبولى ريه است. پزشک به احتمال زياد شما را در بيمارستان بسترى مى‌کند و دستور استراحت در بستر مى‌دهد و براى پيشگيرى از تشکيل لختهٔ بيشتر داروهاى ضد انعقادى مثل هپارين تجويز مى‌کند. براى تسکين درد مسکن داده مى‌شود. بعد از ترخيص از بيمارستان به احتمال زياد براى شما داروهاى ضد انعقاد خوراکى مثل کومادين تجويز و پوشيدن جوراب‌هاى قابل ارتجاع را به شما توصيه خواهد کرد. اکثر لخته‌هاى وريدى خودبه‌خود حل خواهند شد.

   پیشگیری:
اگر زمين‌گير شده‌ايد پزشک ممکن است براى شما جوراب‌هاى قابل ارتجاع تجويز کند. شما براى تکان دادن انگشتان پا و مچ پا و خم کردن مکرر زانوها به‌منظور برقرارى جريان خون در پاها، ترغيب خواهيد شد. به‌طور دوره‌اى نفس عميق بکشيد زيرا فشار منفى در قفسهٔ نيز به جلو راندن خون به‌طرف بالا و قلب کمک مى‌کند. در برخى موارد پزشک ساق‌بندى‌هاى بادى پلاستيکى را که دور پا بسته مى‌شود و به کمک دستگاه باد آن پر و خالى مى‌گردد و خون را از پاها به بالا تلمبه مى‌کند، توصيه مى‌نمايد. پزشک همچنين به محض اينکه وضعيت شما اجازه دهد، براى بهبود جريان خون، دستور بلند شدن از جا و قدم زدن خواهد داد.



تاريخ : سه شنبه 3 مرداد1391 | 9:55 قبل از ظهر | نویسنده : دکترعسل اشعری
فلبيت التهاب وريد است و معمولاً در اثر صدمه يا عفونت ايجاد مى‌شود. سپس لخته‌هاى خونى (ترومبوس) روى ديوارهٔ ملتهب عروق خونى تشکيل مى‌شوند. التهاب وريدى و ترمبوز در وريدهاى سطحى پا شايع‌تر است و اغلب در افرادى که وريدهاى واريسى دارند بروز مى‌کند. ناحيهٔ اطراف وريد ملتهب حساس، گرم و قرمز مى‌شود. وريد معمولاً مانند يک طناب سفت در طول رگ حس مى‌شود.

   درمان : 
بايد به پزشک مراجعه کنيد. او قادر است التهاب وريدى و ترومبوز را از عارضهٔ مهم‌تر ترومبوز وريدى عمقى تشخيص دهد. اگر التهاب وريدى و ترومبوز سطحى ثابت شد ممکن است آسپيرين و ايبوپروفن براى تسکين ناراحتى تجويز شود. استفاده از کمپرس گرم روى وريد مبتلا نيز ممکن است باعث تسکين شود. اگر خارش بروز کرد يکى از فرآورده‌هاى اکسيد روى (Zinc oxcid)، را به‌کار بريد. تب ممکن است نشانهٔ وجود عفونت باشد، در اين صورت بايد به پزشک مراجعه کنيد تا در مورد مناسب بودن مصرف آنتى‌بيوتيک تصميم‌گيرى کند. اکثر موارد التهاب وريدى و ترومبوز سطحى ظرف حدود يک هفته بهبود مى‌يابد.



تاريخ : دوشنبه 12 تیر1391 | 0:48 قبل از ظهر | نویسنده : دکترعسل اشعری
وريدهاى واريسى وريدهاى سطحى‌اى هستند که پيچ در پيچ و گشاد شده و باعث برآمدگى و تغيير رنگ مى‌شوند و اغلب در پاها قابل رؤيت هستند. علت آن فقدان يا آسيب دريچه‌هاى داخل وريدى است. اين دريچه‌ها چين‌خوردگى نازک پوشش داخلى وريدها است که براى جلوگيرى از پس زدن خون و احتقان بسته مى‌شوند. وريدهاى واريسى در پا تمايل به شيوع خانوادگى دارند و در خانم‌ها ۴ برابر شايع‌تر هستند. سن نيز تا حدودى مؤثر است زيرا اين عارضه معمولاً بعد از ۴۰ سالگى بروز مى‌کند.

سه نوع وريد در پا وجود دارد: وريدهاى سطحى که نزديک پوست هستند، وريدهاى عمقى که در عمق و بين عضلات پا قرار دارند، و وريدهاى سوراخ‌کننده که دو نوع قبلى را به هم متصل مى‌کنند. قلب قادر به تلمبه کردن خون وريدى برخلاف جاذبهٔ زمن از پاها به قلب نيست. در عوض خون محيطى توسط فعاليت عضلانى که خون را بالاتر و بالاتر مى‌راند تا به قلب برسد، تلمبه مى‌شود. دريچه‌هاى وريدى از پس زدن خون جلوگيرى مى‌کنند. با وجود اين اگر دريچه‌ها به‌علت فقدان مادرزادي، صدمه در اثر لخته‌هاى خونى قبلي، يا اتساع ناشى از ايستادن طولانى نارسا شوند، عمل تلمبه کردن مختل مى‌گردد و وريدهاى سطحى که ديوارهٔ نازک و شکننده‌اى دارند کشيده مى‌شوند و تغيير شکل مى‌دهند و نماى مشخص طناب مانند وريدهاى واريسى را به‌خود مى‌گيرند. هنگامى‌که وريدهاى واريسى به‌علل مشابه در مقعد ظاهر شوند، بواسير (هموروئيد) خوانده مى‌شوند. وريدهاى واريسى هنگام حاملگى در مهبل نيز پديد مى‌آيند.

   علائم: 
زودرس‌ترين نشانه‌هاى وريدهاى واريسى بروز وريدهاى متسع، پيچ‌درپيچ و ارغوانى رنگ است که هنگام ايستادن در قسمت تحتانى پا ظاهر مى‌شود. دسته‌هاى کوچک وريدهاى باريک آبى و قرمز با وريدهاى واريسى همراه هستند که به آنها نماهاى عنکبوتى گفته مى‌شود. گاهى وريدهاى واريسى تنها در يک پا ظاهر مى‌شوند. اغلب علائمى وجود ندارند. شما ممکن است بعد از پياده‌روى يا ايستادن طولانى احساس پُرى و درد کنيد. پاها ممکن است متورم شوند. خارش شايع است و انقباض عضلات پا در شب ممکن است خواب را مختل کند. بسيارى از خانم‌ها هنگام قاعدگى ناراحتى بيشترى دراند. اگر اين عارضه شديد باشد، پوست ممکن است دچار تغيير رنگ شود و زخم‌هاى پوستى ايجاد گردد (التهاب پوست ناشى از توقف جريان خون را در فهرست موضوعی پوست -مو -ناخنها ببینید) التهاب وریدها نيز نسبتاً شايع است.

   درمان : 
موارد خفيف وريدهاى واريسى نيازى به درمان ندارد. شما مى‌توانيد با نشستن علائم را کاهش دهيد با بلند کردن پاها به تخليهٔ وريدى کمک کنيد. سعى کنيد از ايستادن طولانى بپرهيزيد و چهارزانو يا با پاهاى آويزان شده ننشينيد. زياد ورزش کنيد تا عضلات پاى شما خون را تلمبه کنند و از تجمع آن جلوگيرى کنند. از به‌کار بردن لباس تنگ، کش جوراب، کمربند و جوراب شلوارى بپرهيزيد. کاهش وزن اضافى نيز به تأخير در بروز وريدهاى واريسى کمک مى‌کند. در مورد جوراب‌هاى فشارنده تدريجى از پزشک نظرخواهى کنيد. اينها جوراب‌هاى قابل ارتجاعى هستند که محکم به مچ مى‌چسبند و فشار آنها به‌تدريج در قسمت‌هاى بالاتر پا کم مى‌شود. سعى نکنيد بدون دستور عمل، خودتان از جوراب‌هاى و نوارهاى کشى قابل ارتجاع استفاده کنيد.

در موارد علامت‌دار که درد، تورم، و محدوديت فعاليت وجود دارد و يا وريدهاى واريسى از نظر زيبائى ناخوشايند هستند، پزشک به احتمال زياد عمل جراحى را توصيه مى‌کند. در اين عمل وريدهاى بزرگ پا بيرون آورده شده و وريدهاى کوچک سوراخ‌کننده بسته مى‌شوند. روش درمانى ديگر تزريق مواد ايجادکننده تصلب است که در اثر آن وريدها بسته مى‌شوند. بعد از اين دو نوع درمان جريان خون طبيعى از طريق وريدهاى اطراف برقرار مى‌شود. اگر وريدهاى واريسى بعد از عمل جراحى عود کنند، معمولاً با روش تزريق درمان مى‌شوند.



تاريخ : سه شنبه 23 خرداد1391 | 8:46 قبل از ظهر | نویسنده : دکترعسل اشعری
بیمارانی که برای مدت طولانی در بستر میمانند در اثر کاهش جریان خون در نقاط تحت فشار ممکن است روی استخوان لگن و پاشنه پایشان زخمهایی ایجاد شود . بیماران سالخورده تر با نارسایی عروقی بویژه مستعد این زخمهای بستر هستند. حرکت دادن مکرر بیمارانی که مجبور به استراحت در بستر هستند -استفاده از بالشها-پوست گوسفند-و سایر زیراندازهای فشارگیر که وزن بدن را در یک سطح وسیع تر پخش میکنند -و پاکیزه و خشک نگه داشتن بیمار میتواند به میزان قابل توجهی از این عارضه پیشگیری کند. در صورت بروز زخم بستر فورا با پزشک تماس بگیرید تا اقدامات درمانی ویژه و آنتی بیوتیک را برای بیمار شروع کند و مراقبتهای معمول در بستر را یاد آوری نماید.



تاريخ : پنجشنبه 4 خرداد1391 | 6:10 بعد از ظهر | نویسنده : دکترعسل اشعری
قانقاریا به زبان ساده مرگ بافتی است. این عارضه میتواند در هر جا بروز کند ولی در دست و پا به دلیل کاهش یا فقدان جریان خون شایعتر است.  قانقاریا با سیاه و جدا شدن پوست مشخص میشود و میتواند به صورت خشک یا مرطوب باشد.  قانقاریای مرطوب در اثر عفونت ایجاد میشود در حالی که در قانقاریای خشک عفونتی وجود ندارد.  قانقاریا علل متعددی دارد.  شایعترین آنها بیماری قند و تصلب شرایین است که هر دو باعث تنگی پیشرونده شریانهای کوچک میشوند تا حدی که حفظ سلامت بافت زنده مقدور نمیباشد. یخ زدگی شایعترین علت قانقاریا در اثر حادثه است. سایر علل شامل بیماری برگر که در اثر التهاب شریانهای کوچک منجر به ترومبوز و قانقاریا میشود و بیماری رینود است.  قانقاریای مرطوب معمولا در اثر عفونت با باکتری کلستریدیوم که بدون هوا رشد میکند و سمومی ترشح مینماید که باعث انهدام بافتی میگردد -ایجاد میشود. این باکتریها گاز نیز تولید میکنند و باعث قانقاریای گازی میشوند.                                  علائم : هنگامی که قانقاریای خشک در پای فردی که جریان خون ضعیفی دارد ایجاد میشود پا ممکن است در آغاز سرد و کرخت شود.  سپس درد مبهمی بروز میکند که با پیاده روی افزایش می یابد. نشانه های هشدار دهنده واضح عبارتند از : رنگ پریدگی-سردی-و درد در یک پا   یا هر دو پا.     اگر قانقاریای مرطوب ایجاد شود -ناحیه عفونی شده به سرعت تغییر رنگ میدهد و بوی نامطلوبی میگیرد.                         درمان : هر نوع قانقاریای واضح با قطع عضو از محلی که جریان خون کافی برای ترمیم زخم وجود داشته باشد -درمان میشود.  در درمان قانقاریای مرطوب تلفیقی از آنتی بیوتیک و سرم ضد سم نیز برای مقابله با سموم باکتری به کار میرود. در برخی موارد بیمار در یک محفظه پر فشار قرار داده میشود. این محفظه بزرگ با اکسیژن تحت فشار پر شده است به طوری که اکسیژن با فشار وارد بافتهای مرده میشود.  کلستریدیوم ها در حضور اکسیژن قادر به ادامه زندگی نیستند.   پیشگیری از قانقاریای پا قبلا در قسمت موضوعی قلب و گردش خون در پست مراقبت از پاها درج شده است.



تاريخ : یکشنبه 27 فروردین1391 | 7:20 قبل از ظهر | نویسنده : دکترعسل اشعری
انسداد ناگهانی یکی از شریانهای بازو یا پا باعث شروع ناگهانی درد و سردی دست و پا و کرختی و رنگ پریدگی میشود. علت این انسداد حاد ممکن است یک لخته خونی که از بطن چپ کنده شده و در یک شریان دور دست جایگزین شده است-یک گشادی غیر عادی و موضعی شریانی (آنوریسم) -یا یک ترومبوز(لخته خون) حاد باشد.  همه این موارد دلالت بر یک فوریت حاد پزشکی دارند. توضیحات تکمیلی در مورد این بیماری در پست آمبولی ریه در همین مبحث(قلب و گردش خون) خواهد آمد.



تاريخ : شنبه 22 بهمن1390 | 12:16 بعد از ظهر | نویسنده : دکترعسل اشعری
این یک عارضه ناگوار است که در آن پاسخ عروق خونی به محرک سرمایی شدیدا افزایش می یابد و در نتیجه مواجهه با هوای سرد -لمس یک تکه یخ-یا حتی قدم زدن در یک اتاق با تهویه مطبوع میتواند منجر به واکنش انقباضی عروق شود. انگشتان دستها و پاها ناگهان سفید و سپس کبود میشوند و هنگام لمس سرد هستند. کرختی و گز گز کردن اغلب پدید می آید . هنگامی که حمله فروکش میکند انگشتان برافروخته میشوند و ممکن است دچار گزگز و درد شوند. در برخی موارد عصبانیت و شرایط اضطراب آور ممکن است این واکنش را برانگیزد.  حملات رینود در خانمها بسیار شایعتر است و معمولا بین 15 تا 40 سالگی بروز میکند. این پدیده معمولا در آقایان دیرتر شروع میشود. علت آن نامعلوم است ولی تصور میشود که واکنش موضعی در شریانهای محیطی در بروز آن بیشتر دخیل باشد تا یک واکنش اعصاب خودکار سمپاتیک .    پدیده رینود همچنین ممکن است در افرادی که از سردرد میگرنی رنج میبرند شایعتر باشد.   یک نوع شدید و خاص پدیده رینود به رینود ثانویه معروف است که در آن بیماریهای زمینه ای مثل لوپوس اریتما توزسیستمیک -اسکلرودرمی (که باعث ایجاد بافت همبند رشته ای در پوست و احشای داخلی میشود)-بیماری تیروئید و التهاب مفصل روماتوئید ممکن است مسئول بروز واکنش غیر عادی عروق باشند. داروهایی مثل نیکوتین-آلکالوئیدهای ارگوت-و مسدودکننده های گیرنده های بتا(مثل پروپرانولول)ممکن است رینود ثانویه را برانگیزند.                                                                               درمان:تشخیص پدیده رینود معمولا از روی سابقه بیمار داده میشود. درخواست از بیماران برای فروبردن دستها در آب سرد اغلب میتواند باعث بروز این پدیده و مشاهده رنگهای مخصوص سفید-کبود و قرمزبه ترتیب در پوست آنها شود. تدابیر درمانی در پدیده رینود در درجه اول پیشگیرانه است و عبارتند از: پوشیدن لباس مناسب در هوای سرد برای پیشگیری از سرما-استفاده از دستکش هنگام برداشتن اجسام سرد -پرهیز از خنک کردن زیاد هوا-پوشیدن دستکش و جوراب هنگام خواب-استفاده از فنجانهای عایق برای نوشیدنیهای سرد-و غیره.          برخی تدابیر درمانی دیگر نیز وجود دارد که ممکن است در مورد آنها از پزشک خود سؤال کنید. روشهای زیست بازتابی موفقیتهایی در آموزش بیماران برای مهار ارادی درجه حرارت انگشتان دستها و پاها داشته است. برخی افراد با استفاده از روشی که توسط پزشکی -توصیف شده است -قادر به توقف حمله رینود هستند. در این روش بازوها برای چند دقیقه و به طور مکرر و با سرعت 360 درجه گردانده میشوند تا خون با استفاده از نیروی گریز از مرکز به انگشتان جریان یابد. در موارد شدید مسدود کننده های مجاری کلسیم مثل نیفدیپین ممکن است برای انبساط عروق خونی تجویز شوند. سایرین با استفاده از پرازوسین که با هورمونهای منقبض کننده طبیعی مقابله میکند تسکین یافته اند. 



تاريخ : پنجشنبه 10 آذر1390 | 7:19 بعد از ظهر | نویسنده : دکترعسل اشعری
این عارضه نسبتا شایع است و بویژه در زنان بروز میکند. در این عارضه دستها و پاها گاهی کبود(سیانوز) به نظر میرسد و پاها سرد و عرق کرده میشود. علت آن انقباض شریانهای کوچکی است که دستها و پاها را مشروب میکنند. این عارضه با تصلب شرایین همراه نیست.  کبودی معمولا در اثر مواجهه با سرما بدتر میشود.                                                 درمان:  هیچ درمانی نیاز نیست. خودداری از مواجهه با هوای سرد به جلوگیری از انقباض کمک میکند. 



تاريخ : چهارشنبه 20 مهر1390 | 0:29 قبل از ظهر | نویسنده : دکترعسل اشعری
با پیرتر شدن افراد خاصیت ارتجاعی شریانها کمتر میشود. این پدیده به تصلب شرایین معروف است. در شریانها ممکن است رسوب چربی که آتروم خوانده میشود ایجاد شود. این پدیده به آترواسکلروز معروف است که در پستهای قبلی بررسی شده است. اگر آترواسکلروز خیلی شدید باشد خونرسانی به اندامها بویژه پاها ممکن است به قدری مختل شود که باعث بروز علائمی معروف به لنگش متناوب گردد. این علائم در اثر کاهش اکسیژن رسانی به عضلات پدید می آید و با درد و انقباض عضلات پا یا احساس خستگی که هنگام پیاده روی و دویدن بروز میکند مشخص میشود. شروع آن تدریجی است و به مرور زمان بدتر میشود .عضلات ساق پا اغلب درگیر میشوند ولی عضلات پایین پا -ران-لگن و کفل نیز ممکن است گرفتار شوند. درد به سرعت با استراحت برطرف میشود .چون تصلب شرایین یک بیماری انسدادی پیشرونده  است ممکن است تا حدی پیشرفت کند که درد حتی هنگام استراحت نیز ایجاد شود.  این درد با بالا بردن پاها تشدید میشود و با آویزان کردن آنها از روی تختخواب یا نشستن روی صندلی تسکین می یابد. پاها از قوزک به پایین ممکن است رنگ پریده -سرد و کرخت باشد. پوست قسمت پایین پاها اغلب خشک و پوسته پوسته میشود و رشد ناخنها و موها کند میگردد.   زخم ممکن است در انگشتان پا-پاشنه و قوزک پا ظاهر شود. در نهایت ممکن است قانقاریا بروز کند. در صورت ابتلا به بیماری قند-کم خونی-یا نارسایی قلبی تأثیرات سوءتصلب شرایین تشدید میشود.                                                   درمان: اگر پادرد شما تنها هنگام پیاده روی ظاهر میشود تا برطرف شدن درد استراحت کنید و سپس مجددا پیاده روی را ادامه دهید. حداقل یک ساعت پیاده روی در روز برای حفظ جریان خون پاها ضروری است. به دلیل تمرینات بدنی و عروق خونی جانبی که در کنار شریان بیمار و مسدود شده ایجاد میشود مقدار مسافتی که بدون درد قادر به پیاده روی هستید افزایش خواهد یافت.  برای راحتی بیشتر پاها شبها سرتختخواب خود را   ۱۰  تا   ۱۵  سانتیمتر بالا ببرید.  داروهای متعددی لنگش متناوب را تسکین میدهند . یکی از این داروها پنتوکسی فیلین است که باعث بهبود جریان خون و افزایش اکسیژن رسانی به بافتها میشود.  پزشک ممکن است برای پیشگیری از ایجاد لخته آسپیرین تجویز کند.  داروهای مسدود کننده گیرنده های بتا ( مثل پروپرانولول -آتنولول) که اغلب برای درمان بیماری قلبی ناشی از آترواسکلروز به کار میروند لنگش متناوب را تشدید میکنند.  از توتون به هر شکل آن باید پرهیز کرد زیرا شریانهای محیطی را به طور قابل توجهی منقبض میکند و باعث کاهش جریان خون میشود. در برخی موارد پزشک ایجاد راه فرعی از طریق جراحی را توصیه میکند.  در این عمل یکی از وریدهای پا برداشته میشود و در ناحیه بالای تنگی به شریان پیوند میگردد تا یک راه جدید در کنار شریان مسدود شده ایجاد شود.  اقدام دیگر ترمیم شریان با بادکنک مخصوص است.  در این عمل یک لوله خاص که نوک آن یک بادکنک کوچک قرار دارد در داخل شریان قرار میگیرد و سپس بادکنک باد میشود تا شریان تنگ شده توسط توده رسوب چربی را گشاد کند. یک روش دیگر اینکه لوله مجهز به نوک لیزری است که داخل شریان مبتلا قرار میگیرد و بدقت انسداد ناشی از آترواسکلروز را تبخیر می نماید و مجرا را باز میکند.                                      مراقبت از پاها(مچ به پایین) : هنگامی که جریان خون پاها مختل میشود مراقبت مناسب از آنها ضروری است :              ۱-پاهای خود را هرروز بازبینی کنید یا از کسی بخواهید اینکار را برایتان انجام دهد . اگر متوجه قرمزی -تورم جدید -ترک روی پوست- پینه-میخچه-یا زخم در آنها شدید با پزشک یا متخصص بیماریهای پا مشورت کنید.                               ۲-هر روز پاهای خود را در آب ولرم (نه داغ) و با صابون ملایم بشویید. سپس کاملا و به طور ملایم آنها را خشک کنید.  اگر پاهایتان مرطوب میشود ممکن است از پودرهای غیر دارویی مثل پودر تالک استفاده کنید.  جورابهای خود را هر روز عوض کنید.                           ۳- در صورتی که پوستتان خشک است از مواد نرم کننده مثل لانولین استفاده کنید.                     ۴- ناخنهای پای خود را به صورت یک خط مستقیم بگیرید و زیاد به پوست نزدیک نشوید. از ابزار تیز برای گرفتن گوشه ناخنهای خود استفاده نکنید. اگر بینایی ضعیفی دارید از متخصص پا بخواهید ناخنهای پای شما را بگیرد.                                    ۵-پینه ها و میخچه ها باید توسط متخصص پا درمان شوند. هرگز آنها را با تیغ یا چاقوی تیز نبرید.                            ۶-از چسبهای ضد میخچه که در داروخانه ها در دسترس است بپرهیزید. آنها اغلب حاوی اسیدی هستند که بافت را تخریب میکنند و احتمال عفونت را افزایش میدهند.                                   ۷-از کفشهای با اندازه مناسب و با پاشنه محکم و رویه نرم که محل پنجه و پاشنه آن روباز نباشد استفاده کنید.  بین شست پا و کفش باید سه چهارم اینچ(حدود ۹/۱ سانتیمتر ) فاصله باشد.  برای جلوگیری از ایجاد رطوبت کفشهای خود را هر روز عوض کنید. کفشهای نو را تنها برای مدتی کوتاه و تا پاره شدنشان بپوشید . هرگز با پای برهنه راه نروید . حتی صدمات خفیف به کندی بهبود می یابند و مراقبت روزانه از پاها را مشکل میسازند.  در ناهنجاریهای ظاهری پا مثل بیرون زدگی قاعده شست پا و انحراف آن به سمت سایر انگشتان و انگشت پای چکشی -استفاده از کفشهای مخصوص و اصلاح کننده ضروری است.                         ۸-با چهارزانو نشستن و استفاده از کش جوراب جریان خون پای خود را محدود نکنید.  سیگار نکشید-نیکوتین شریانهای محیطی را منقبض میکند و باعث تسریع بروز قانقاریا میشود.                           ۹-از سوختن پاهای خود از جمله آفتاب سوختگی جلوگیری کنید. بدون امتحان میزان حرارت آب با دست یا دما سنج پاهای خود را در آب داغ قرار ندهید و آب داغ به وان حمام نریزید. از بطریهای آب داغ و لایی های پارچه ای گرم کننده استفاده نکنید.  در افرادی که جریان خون ضعیفی دارند درک گرما و درد کاهش می یابد.



تاريخ : شنبه 22 مرداد1390 | 11:34 بعد از ظهر | نویسنده : دکترعسل اشعری
پریکارد یک کیسه غشایی است که قلب را در برگرفته است. در این بیماری پریکارد معمولا در اثر عفونت ویروسی یا یکی از بیماریهای بافت همبند مثل لوپوس اریتماتوزسیستیمک (یک نوع بیماری رماتیسمی) ملتهب میشود. علائم شامل درد قفسه سینه است که با سرفه و تنفس عمیق بدتر میشود. شما ممکن است دچار خستگی و تنگی نفس نیز بشوید. در موارد مزمن تأثیر بیماری روی پریکارد ممکن است منجر به عارضه ای به نام التهاب فشارنده پریکارد گردد که موجب نارسایی قلب میشود.                                                   درمان: التهاب ویروسی پریکارد معمولا طی ۱ تا ۲ هفته خود به خود بهبود می یابد. در برخی موارد پزشک برای کاهش التهاب کورتیکواستروئید تجویز میکند. در موارد نادر مایع بین قلب و پریکارد تجمع می یابد (ترشح پریکاردی). اگر این ترشح در عمل تلمبه قلب اختلال ایجاد کند باید توسط سوزنی که داخل پریکارد میشود -تخلیه گردد. جراح در التهاب فشارنده پریکارد باید برای برطرف کردن نارسایی قلبی پریکارد را بردارد.

تاريخ : شنبه 1 مرداد1390 | 0:15 قبل از ظهر | نویسنده : دکترعسل اشعری
میوکاردیت یک نوع التهاب عضله قلب است و معمولا از عوارض نادر عفونت در محلهای دیگر میباشد. علائم آن درد خفیف قفسه سینه-تنگی نفس-و تب خفیف است. تشخیص از روی تغییرات نوار قلبی بیمار و توسط نمونه برداری از عضله قلب داده میشود.  درمان بر تشخیص و برطرف کردن عفونت زمینه ای استوار است.

تاريخ : شنبه 17 اردیبهشت1390 | 2:55 بعد از ظهر | نویسنده : دکترعسل اشعری
آندوکارد لایه پوشاننده حفره های قلب و دریچه هاست. در موارد نادر این لایه ممکن است محل رشد کولونی های (گروه مشخصی از باکتریها که در محیط کشت تجمع می یابند) باکتریها و قارچها شود. این کولونیها نه تنها باعث آسیب مستقیم به آندوکارد میشوند بلکه توده های کوچکی از این باکتریها ممکن است کنده شوند و ایجاد آمبولی های (لخته ها) عفونی کنند. این آمبولی ها از طریق شریانها منتقل میشوند و سرانجام در یک نقطه گیر میکنند و در آنجا رشد می یابند و آبسه های دور دست تشکیل میدهند . آسیب مستقیم به قلب در اثر رشد موجودات ذره بینی ممکن است به نارسایی قلبی و تب خفیف بینجامد.          هنگامی که تشخیص معلوم شد درمان طولانی مدت با آنتی بیوتیک برای سرکوب عفونت ضروری است. اگر دچار التهاب آندوکارد شده اید مصرف پیشگیرانه آنتی بیوتیک قبل از جراحی یا اقدامات دندانپزشکی برای جلوگیری از عود عاقلانه است.                   



تاريخ : جمعه 12 فروردین1390 | 11:6 قبل از ظهر | نویسنده : دکترعسل اشعری
تب رماتیسمی با عفونت حلق در اثر باکتری استرپتوکوک شروع میشود. به ندرت هنگامی که عفونت حلق درمان نشود یا به طور ناکافی درمان شود متعاقبا در افراد یک التهاب به طور شایع در قلب و مفاصل پدید می آید. این التهاب در اثر باکتری ایجاد نمیشود بلکه دفاع ایمنی بدن علیه باکتری موجب آن میگردد. شایعترین دریچه هایی که مبتلا میشوند-میترال و آئورت هستند. التهاب دریچه ها ممکن است باعث تنگی به علت آثار التهاب یا پس زدن خون به دلیل تغییر شکل دریچه ها که منجر به بسته شدن ناکامل آنها میگردد شود. این عوارض ممکن است تا سالها بعد ظاهر نشوند. شایعترین مفاصلی که مبتلا میشوند زانوها و قوزکهاست.                                      درمان: داروهایی که التهاب را کاهش میدهند سالیسیلاتها(آسپیرین) و کورتیکواستروئیدها هستند. مصرف پیشگیرانه آنتی بیوتیک برای تمام عمر اغلب برای جلوگیری از عود حمله که منجر به آسیب بیشتر مفاصل و قلب میگردد -توصیه میشود.

تاريخ : یکشنبه 29 اسفند1389 | 9:16 بعد از ظهر | نویسنده : دکترعسل اشعری
تنگی دریچه آئورت اغلب در اثر تنگی مادرزادی و یا احتمالا به علت آهکی شدن (کلسیفیکاسیون)دریچه به دنبال تب رماتیسمی ایجاد میشود. علائم شناخته شده -بی حالی-درد قفسه سینه-و تنگی نفس هستند که همه به دلیل عدم توانایی قلب برای تأمین خون کافی بدن بروز میکنند. درمان معمولا تعویض دریچه از طریق جراحی است.            پس زدن خون از دریچه آئورت نیز ممکن است مادرزادی باشد و یا به دلیل آسیب دراثر تب رماتیسمی ایجاد شود. علائم معمولا تنها در اثر پیشرفت بیماری ظاهر میشود. این علائم تنگی نفس -و گاهی تپش قلب و درد قفسه سینه است. هنگامی که علائم ناتوان کننده شوند درمان آن تعویض دریچه از طریق جراحی است.

تاريخ : دوشنبه 11 بهمن1389 | 8:53 قبل از ظهر | نویسنده : دکترعسل اشعری
تنگی دریچه میترال در بزرگسالان اغلب از عوارض تب رماتیسمی است. علائم اصلی خستگی-تنگی نفس بویژه هنگام فعالیت به دلیل کاهش برون ده قلبی است. برخی بیماران را میتوان با درمان طبی و توسط داروهایی که ضربان قلب را کاهش میدهند و از انعقاد جلوگیری میکنند درمان کرد. اگر این اقدامات موفق نبود باز کردن دریچه به طریق جراحی یا تعویض آن با یک دریچه مصنوعی ضروری است.                                                                         پس زدن خون از دریچه میترال نیز در اثر آسیب دریچه ای به دلیل تب رماتیسمی یا در برخی بیماران در اثر پاره شدن طنابهای عضلانی که به دریچه ها متصل است (یکی از عوارض حمله قلبی) ایجاد میشود. علائم آن تپش قلب و نارسایی قلب است . بیمارانی که با درمان طبی بهبود نیابند از طریق جایگزین کردن دریچه مصنوعی درمان میشوند.                                                              دریچه میترال ممکن است هنگام بسته شدن برآمدگی پیدا کند. به این عارضه بیرون زدگی (پرولاپس) دریچه میترال گویند. علل متعددی برای آن وجود دارد که اکثر آنها بی خطر است. اغلب علائمی وجود ندارد.  هنگامی که پزشک در یک معاینه بدنی قلب شما را گوش میکند با شنیدن یک صدای مخصوص (کلیک) در زمان انقباض بطنی (سیستول) به این تشخیص مشکوک میشود.  اگر بیرون زدگی (پرولاپس) با پس زدن خون از دریچه میترال همراه شود درد قفسه سینه-تپش قلب-ضربان نامنظم قلب- و خستگی بروز میکند. جراحی قلب معمولا ضرورتی ندارد.                        

تاريخ : چهارشنبه 1 دی1389 | 11:16 بعد از ظهر | نویسنده : دکترعسل اشعری
تنگی دریچه ریوی جریان خون به سمت ریه ها را محدود میکند و باعث سیانوز (کبود شدن رنگ پوست در اثر خون کم اکسیژن ) در شیرخواران (بچه کبود) میشود و ممکن است بلافاصله بعد از تولد یک فوریت جراحی باشد.  یک عمل جراحی که جریان خون را در دریچه تنگ برقرار کند باعث نجات زندگی بیمار میشود.  در مواردی که شدت بیماری کمتر است سیانوز تا سنین بالاتر کودکی که میزان رشد از توانایی قلب برای تأمین جریان خون کافی به ریه ها پیشی میگیرد بروز نمیکند.  در این شرایط نیز درمان جراحی ضروری است .تنگی شریان ریوی که در بزرگسالی ایجاد میشود معمولا به علت تب رماتیسمی است که به لتهای دریچه آسیب میرساند.

تاريخ : جمعه 19 آذر1389 | 4:0 بعد از ظهر | نویسنده : دکترعسل اشعری
تنگی دریچه سه لتی هنگامی بروز میکند که دریچه بین دهلیز راست و بطن راست کم عرض شود و معمولا یکی از عوارض تب رماتیسمی میباشد.  اگر تنگی شدید باشد خون به وریدهای بزرگ (ورید اجوف) پس میزند و باعث بزرگی کبد و احساس لرزش در گردن در اثر اتساع وریدهای گردنی میشود.  در ضمن خون کافی به ریه ها تلمبه نمیشود که باعث خستگی و تنگی نفس میگردد.  به ندرت تنگی آنقدر شدید است که درمان جراحی ضروری باشد.  پس زدن خون از دریچه سه لتی معمولا به علت برخی ناهنجاریهای مادرزادی است که به حدی بطن راست را بزرگ میکنند که موجب نارسایی دریچه و نشت خون به دهلیز راست هنگام انقباض بطنی میشوند.  علائم معمولا مشابه تنگی دریچه است. جراحی اغلب ضرورتی ندارد.   

تاريخ : سه شنبه 9 آذر1389 | 0:44 قبل از ظهر | نویسنده : دکترعسل اشعری
هرگاه قلب نتواند خون کافی برای پاسخگویی به نیاز اکسیژن بدن تلمبه کند میگویند قلب نارسا شده است. نارسایی قلب علل متعددی دارد و ممکن است موقتی (مثلا هنگام یک عفونت شدید)یا مزمن(مثلا در بیماری قلبی ناشی از الکل) باشد. شایعترین علت نارسایی قلب بیماریهایی هستند که روی قدرت انقباضی عضله قلب تأثیر میگذارند.  این بیماریها عبارتند از:  حمله قلبی در گذشته-بیماریهای عضله قلب (کاردیومیوپاتی)و بیماریهای لایه داخلی قلب.  بیماریهای دریچه ای قلب و اختلالات ضربان قلب (آریتمی قلب) نیز باعث عدم کفایت تلمبه قلب میشود.  نقایص مادرزادی قلب میتوانند عضله قلب-دریچه های قلب-یا جریان خون را تحت تأثیر قرار دهند و کلیه این موارد میتوانند موجب نارسایی قلب شوند.  در نهایت برخی بیماریهای ریه و تیروئید -و چند نوع کم خونی میتوانند باعث نارسایی قلب گردند.   وقتی قلب قادر به پاسخگویی نیاز بدن به خون نباشد یک سلسله واکنشهای پیچیده تطابقی بروز میکند. یکی از مهمترین آنها احتباس نمک و آب برای افزایش حجم خون و حفظ برون ده قلبی است. اولین علائم و نشانه های نارسایی قلبی تورم پاها و قوزک پاها (ادم)-خستگی در اثر فعالیت-و تنگی نفس در اثر فعالیت ورزشی مختصر است.  در صورت وخیمتر شدن نارسایی قلبی ممکن است مایع در ریه ها تجمع یابد (ادم ریه)و باعث خس خس سینه-سرفه و تنگی نفس هنگام استراحت شود.  ادم ریه ممکن است باعث تنگی نفس وضعیتی گردد که در اثر آن شما ممکن است برای استراحت به بیش از یک بالش نیاز داشته باشید .در این شرایط کمک فوری پزشکی ضروری است.                                         درمان: درمان نارسایی قلبی در صورت شدت علائم شامل کاهش فعالیت و استراحت (ترجیحا روی صندلی)است. سعی کنید از زمینگیر شدن خودداری کنید. حرکات نرمشی پا و استفاده از جوراب کشی ممکن است در جلوگیری از ایجاد لخته خونی (ترومبوز)در پاها مفید باشد.جورابهای کشی باید همواره توسط پزشک تجویز شود و شما باید استفاده مناسب از آنها را یاد بگیرید.          در صورتی که هیجان مانع استراحت کافی شما شود پزشک ممکن است آرامبخش خفیف تجویز کند.  داروهای ضد انعقادی ممکن است برای کمک به پیشگیری از ایجاد لخته خونی به بیمار داده شود.  برای درمان دراز مدت مصرف داروهای مدر و محدودیت مصرف نمک برای جلوگیری از تجمع مجدد مایع اضافی ضروری است.  نمک رژیم غذایی باید به ۵ گرم در روز محدود شود. (این میزان معادل ۲ گرم سدیم است).      پزشک ممکن است برای تقویت عضله قلب داروی دیژیتال تجویز کند. علاوه بر این اقدامات هر کوششی باید برای تشخیص علت دقیق نارسایی قلب و پرداختن به موارد خاص قابل درمان مثل کم خونی -پرکاری تیروئید-و فشار خون بالا-به عمل آید. در مواردی که آسیب قلبی پیشرونده ای وجود دارد که نمیتوان بر آن فائق آمد پیوند قلب ممکن است تنها اقدام موجود برای نجات زندگی فرد باشد.



تاريخ : شنبه 29 آبان1389 | 8:13 قبل از ظهر | نویسنده : دکترعسل اشعری
مصرف طولانی مدت الکل عوارض متعددی در دستگاه قلبی عروقی ایجاد میکند. نوشیدن الکل با افزایش خفیف فشار خون همراه است. افزایش فشار خون در افرادی که زیاد الکل مینوشند قابل توجه است و ممکن است باعث شیوع بیشتر سکته مغزی-بزرگی قلب-و نارسایی قلب در میان الکلی ها گردد.  معلوم نیست که فشار خون بالا با پرهیز از مصرف الکل به طور دائم به حد طبیعی بازگردد.          الکل میتواند باعث آریتمی های گوناگون شود.این عارضه معمولا هنگام مصرف زیاد الکل و بعد از آن ایجاد میشود و با پرهیز مستمر از الکل برطرف میگردد. علت دقیق این آریتمی ها معلوم نیست ولی تصور میشود که الکل یک اثر سمی روی قلب داشته باشد. بدون تردید خطر عمده آریتمی ها مرگ ناگهانی در اثر فیبریلاسیون بطنی است.  در این عارضه ضربان قلب به قدری تند و نامنظم میشود که برون ده قلبی قادر به حفظ حیات نیست.

تاريخ : پنجشنبه 13 آبان1389 | 9:58 قبل از ظهر | نویسنده : دکترعسل اشعری
ضربان نامنظم قلب یا آریتمی علل متعددی دارد.اکثر موارد ضربان نامنظم قلب (اگر نه همه آنها)که بیش از چند دقیقه طول میکشند باید توسط پزشک مورد بررسی قرار گیرند. یکی از علل ضربان نامنظم قلب که اکثر افراد گاه به گاه دچار آن میشوند و کاملا بی خطر است ضربان زودرس دهلیزی است. این ضربانها معمولا با احساس لرزش در گردن و قفسه سینه مشخص میشوند و در اثر ضربانهای قلبی دوره ای که دارای قدرت بیشتری هستند پدید می آیند. علت ضربان زودرس دهلیزی یک تحریک الکتریکی دوره ای است که به جای گره سینوسی دهلیزی از عضلات دهلیز آغاز میشود. ضربان زودرس دهلیزی معمولا بی خطر است و اکثر افراد به آن توجهی نمیکنند مگر آنکه تکرار آن نگران کننده شود. این ضربانها معمولا توسط مخدرهای محرک قلب مثل نیکوتین-کافئین-ماری جوآنا-و الکل ایجاد میشوند. خودداری از مصرف آنها معمولا از بروز این عارضه جلوگیری میکند مگر آنکه زمینه بیماری قلبی وجود داشته باشد. اگر تعداد این ضربانها زیاد شود و یا باعث نگرانی شما گردد باید به پزشک مراجعه کنید. داروهای متعددی برای کاهش یا توقف این ضربانها وجود دارند. در موارد استثنایی یک دستگاه الکترونیکی ضربان ساز که باعث ایجاد ضربان قلب میشود ممکن است زیر پوست تعبیه شود تا ضربان طبیعی قلب را حفظ کند.

تاريخ : چهارشنبه 24 شهریور1389 | 0:1 قبل از ظهر | نویسنده : دکترعسل اشعری
ضربان طبیعی قلب از امواج الکتریکی که در سلولهای ضربان ساز موجود در گرههای کوچک سینوسی دهلیزی دهلیز راست قلب آغاز میشود منشأ میگیرد .از آنجا امواج به سرتاسر دهلیز راست و سپس دهلیز چپ منتشر میشود و در نهایت به بطن راست و چپ منتقل میگردد و موجب هماهنگی انقباض عضلاتی که خون را به تمام بدن تلمبه میکند میشود. تعداد طبیعی ضربان قلب بین ۶۰ و ۱۰۰ ضربان در دقیقه و متوسط آن ۷۲ تا ۷۸ ضربان است. در قهرمانان ورزشی و افراد خیلی ورزیده ضربان قلب در حال استراحت ممکن است ۴۰ یا ۴۵ باشد و میزان طبیعی ضربان قلب در شیرخواران ممکن است به ۱۵۰ برسد. در اکثر افراد ضربان قلب هنگام دم کمی افزایش و هنگام باز دم اندکی کاهش می یابد . این پدیده آریتمی سینوسی خوانده میشود و طبیعی است.                                            کندی ضربان قلب : ضربان قلب کمتر از ۶۰ در دقیقه برادیکاردی خوانده میشود. برادی از ریشه یونانی و به معنی کند است. کندی ضربان قلب همراه با کم کاری تیروئید -یرقان-برخی اختلالات گوارشی-بیماری قلبی - و مصرف داروهای خاص به ویژه مصرف بیش از حد دیژیتال دیده میشود. همانطور که قبلا ذکر شد کندی ضربان قلب در حال استراحت در قهرمانان ورزشی شایع است.  ضربان قلب بین ۴۰ و ۶۰ در دقیقه معمولا علائمی ایجاد نمیکند .کندی ضربان قلب که با ورزش یا هیجان افزایش نیابد معمولا نشانه اختلال هدایت داخل قلبی (بلوک قلبی) است و باید در مورد آن با پزشک مشورت کنید. شروع ناگهانی افت ضربان قلب به زیر ۴۰ ضربان در دقیقه بویژه اگر همراه با درد قفسه سینه-خستگی-یا تنگی نفس باشد نشانگر یک حمله قلبی جدید است و یک فوریت پزشکی میباشد.                                             تندی ضربان قلب : ضربان قلب بیش از ۱۰۰ در دقیقه تاکی کاردی خوانده میشود .تاکی از ریشه یونانی و به معنی تند است. علل بسیاری شامل پرکاری تیروئید-نارسایی قلب -کم خونی-خونریزی-عفونتها-و مخدرها(مثل نیکوتین-کافئین-الکل-ماری جوآنا)وجود دارند.اگر متوجه  ضربان تند و مداوم قلب خود شدیدو یا در گردن و قفسه سینه خود احساس ضربان کردید به پزشک مراجعه کنید. گاهی ممکن است دچار شروع ناگهانی ضربان تند قلب که به آن تاکی کاردی حمله ای دهلیزی میگویند شوید. این عارضه معمولا در جوانی آغاز میشود و در طول زندگی تکرار میشود. اغلب هیچ گونه اختلال قابل تشخیص قلبی وجود ندارد و با وجود اینکه ممکن است هنگام حمله احساس ضعف و بی حالی کنید این عارضه اساسا خوش خیم است. این حملات ممکن است در اثر اختلالات هیجانی -خستگی-سوءهاضمه-مصرف الکل-یا دارو بروز کند. ضربان قلب ممکن است از ۱۴۰ تا ۲۵۰ ضربان در دقیقه تغییر کند . داروهای متعدد قلبی برای جلوگیری از این حملات در دسترس است . وقتی این حمله شروع شد دراز بکشید و آرام باشید. ایستادن تنها باعث افزایش شدت حمله میشود. هنگامی که با این حملات آشنایی پیدا کردید روشهای خاصی ممکن است برای توقف آنها به کار گرفته شود. با وجود این استفاده از این روشها هنگامی که تشخیص کاملا مسجل شد باید توسط پزشک نشان داده شوند.  سایر علل تاکی کاردی لرزش(فلوتر)دهلیزی-فیبریلاسیون دهلیزی-تاکی کاردی بطنی-و نشانگان ولف-پارکینسون وایت-میباشد. کلیه این موارد مهم هستند و برای تشخیص آنها نوار قلبی و سایر آزمایشها ضروری است. 



تاريخ : جمعه 5 شهریور1389 | 4:1 بعد از ظهر | نویسنده : دکترعسل اشعری
کلسترول بالای خون مانند فشار خون بالا یک عارضه بی سر و صدا (بدون علامت)است که اولین بار با آزمایش خون به آن پی میبرید. چربیهای عمده ای که در خون یافت میشوند ۲ نوعند: کلسترولها و تری گلیسیریدها .  از بین اینها کلسترول مهمترین عامل خطر در بیماری شریان کرونری و سکته مغزی است.  کلسترول آزادانه در خون جریان ندارد بلکه در مولکولهای بزرگ پروتئینی به نام لیپوپروتئینها بسته بندی شده است که کلسترول را به داخل یا خارج کبد یا بافتهای چربی بدن منتقل میکنند.  اکثر کلسترول در لیپوپروتئین کم چگالی (LDL) قرار دارد. به طور طبیعی لیپوپروتئین کم چگالی توسط کبد از خون برداشت میشود. با وجود این وقتی LDL در جریان خون زیاد یا عملکرد کبد مختل باشد بخشی از LDL توسط سلولهای خاص دیواره شریانها برداشت میشود و به این ترتیب به تشکیل توده های آترواسکلروزی در آنها کمک میکند . به همین دلیل LDL ((کلسترول نامطلوب)) خوانده میشود.          کلسترول در لیپوپروتئینهای با چگالی زیاد (HDL) نیز وجود دارد. HDL ((کلسترول مطلوب)) خوانده میشود زیرا به برداشت کلسترول از خون کمک میکند. غلظت HDL خون با خطر بیماری شریان کرونری نسبت معکوس دارد .بنابراین در صورتی که کلسترول کلی خونتان بالاست پزشک احتمالا اندازه گیری LDL و HDL را درخواست خواهد کرد تا میزان خطر بیماری عروق کرونری قلب را در شما تعیین کند.         میزان کلسترول طبیعی خون چقدر است ؟ چون میزان کلسترول با بالا رفتن سن افزایش می یابد گفته میشد که مقادیر بیشتر از ۱۸۰ میلیگرم در دسی لیتر  به علاوه سالهای عمر باید غیر طبیعی تلقی شود.  اخیرا مشخص شده است که افزایش کلسترول با بالا رفتن سن به تنهایی یک عامل خطر محسوب میشود و در حال حاضر برای کلیه افرادی که عامل خطر دیگری برای بیماری قلبی ندارند حد بالای کلسترول ۲۴۰ میلیگرم در دسی لیتر در نظر گرفته میشود. اگر عوامل خطر دیگری مثل فشار خون بالا-بیماری قلبی شایع در خانواده- یا چاقی در صورت سیگار کشیدن- برای بروز بیماری قلبی در شما وجود دارد مؤسسه ملی بهداشت حداکثر میزان کلسترول را ۲۰۰ میلیگرم در دسی لیتر پیشنهاد میکند.  از این گذشته هر میزانی از HDL که کمتر از ۴۰ میلیگرم در دسی لیتر باشد نیز به عنوان عامل خطر مؤثر در بیماری عروق کرونری قلب تلقی میشود.                          چگونه کلسترول بالای خون را پایین بیاورید:  ۳ راه برای پایین آوردن کلسترول خون وجود دارد:    رژیم غذایی-کاهش وزن- و دارو . اکثر افراد میتوانند ۳۰ تا ۵۰ میلیگرم در دسی لیتر کلسترول خون خود را تنها با رژیم غذایی و ورزش و بدون متوسل شدن به دارو پایین آورند. عامل مهم در تغذیه کاهش میزان کلسترول و چربی اشباع شده در غذای مصرفی است.  نیازی به استفاده از کلسترول در رژیم غذایی نیست زیرا بدن میتواند براحتی تمام نیاز خود را از غذاهای دیگر بسازد.    کلسترول تنها در غذاهای با منشأ حیوانی مثل گوشت-تخم مرغ -لبنیات-و احشای خوراکی (جگر سیاه-قلوه-لوزالمعده)یافت میشود. محدود کردن رژیم غذایی به ۲ تا ۳ تخم مرغ در هفته و کاهش مصرف پنیر و فراورده های شیر کامل اغلب برای کاهش کلسترول کافی است.  شما باید بدانید که چه غذاهایی حاوی کلسترول است و میزان آن چقدر است و سپس مصرف کلسترول به میزان ۳۰۰ میلیگرم یا کمتر را طرح ریزی کنید. (یک زرده تخم مرغ حاوی ۲۰۰ میلیگرم کلسترول است) چربیهای اشباع شده (که حاوی مقادیر زیاد هیدروژن هستند) نیز تمایل به بالا بردن میزان کلسترول دارند.  اینها عمدتا در فراورده های حیوانی بویژه گوشتهای چرب و لبنیات یافت میشوند. آنها همچنین در روغن نارگیل (که به عنوان مرطوب کننده و نرم کننده و نه برای غذا پختن به کار میروند) روغن هسته خرما و روغن خرما-و روغنهای هیدروژندار شده-مثل کره نباتی وجود دارند.  شما میتوانید با جایگزین کردن چربیهایی با چند پیوند اشباع نشده (بویژه روغنهای نباتی) به جای چربیهای اشباع شده در رژیم غذایی میزان کلسترول خون خود را کاهش دهید.  از پزشک بخواهید یک رژیم غذایی برای کاهش کلسترول برایتان تنظیم کند. به خاطر داشته باشید که برای حفظ میزان کلسترول خون خود در حد طبیعی رژیم غذاییتان باید برای تمام عمر کم کلسترول و کم چربی باشد.               غذاهای محتوی الیاف گیاهی زیاد میتوانند کلسترول خون را تا حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد کاهش دهند.  نظریه ای که این تأثیر را توجیه میکند این است که الیاف گیاهی محلول مثل داروهایی از قبیل رزین کلستیرامین و کلستی پل از طریق پیوند شدن با نمکهای صفراوی در روده کوچک باعث جلوگیری از بازجذب آنها میشوند.  نمکهای صفراوی عمدتا از کلسترول ساخته شده اند و معمولا برای استفاده مجدد در روده بزرگ بازجذب میشوند.  اگر آنها با الیاف گیاهی پیوند و دفع شوند کبد باید نمکهای صفراوی بیشتری با استفاده از ذخیره کلسترول جریان خون بسازد به این ترتیب کلسترول خون کاهش می یابد.                   روغن ماهی: یکی از رژیمهای غذایی که اخیرا رایج شده است مصرف روغن ماهی برای کاهش کلسترول خون و حفاظت در مقابل حملات قلبی است.  در واقع دلایل زیادی ممکن است برای انجام این کار وجود داشته باشد.  ماهیهای خاص بویژه آنها که در آبهای عمیق و سرد زندگی میکنند مثل ماهی آزاد-ماهی ماکرل-ماهی آبی رنگ-شاه ماهی-و ماهی روغن (تنها جگر این ماهی ) حاوی مقادیر قابل توجه اسید چربی به نام اسید ایکوزاپنتانوئیک هستند . به نظر میرسد این ماده شگفت انگیز دارای خواص مطلوب متعددی باشد . این ماده در تولید کلسترول LDL اختلال ایجاد میکند و به این ترتیب کلسترول خون را کاهش میدهد .این ماده در تولید ماده دیگری به نام ترومبوکسان که باعث چسبنده شدن پلاکتها و تسهیل ایجاد لخته میشود نیز اختلال ایجاد میکند. روغن ماهی به دلیل این خواص ضد انعقادی فرد را در مقابل حمله قلبی و سکته مغزی حفاظت میکند.  کلیه این مطالب تا حدودی فرضی هستند . بررسیهای دقیق و بازبینی شده کمی برای تأیید این ادعاها منتشر شده است. با این حال احتمالا جایگزین کردن ماهی به جای گوشت قرمز  ۲ بار در هته روش مطلوبی است .  شما باید در مصرف روغن جگر ماهی برای خواص کاهش دهنده کلسترول آن محتاط باشید.  روغن جگر ماهی روغن پر از ویتامین A و D است و در صورتی که بیش از یک تا دو قاشق در روز مصرف شود میتواند سمی باشد.      اگر کلسترول خون شما بیش از ۲۰۰ میلیگرم در دسی لیتر یا LDL بیش از ۱۳۰ میلیگرم در دسی لیتر باشد پزشک یک برنامه غذایی و ورزش را توصیه خواهد کرد . اگر بعد از ۴ تا ۶ هفته کلسترول به میزان طبیعی نرسید او ممکن است داروهای کاهش دهنده کلسترول را که انواع مختلفی دارد تجویز کند.                      نیاسین: باید متذکر شوم که در استفاده از ویتامین نیاسین برای کاهش کلسترول خون محتاط باشید .مشخص شده است که نیاسین واقعا کلسترول خون را پایین می آورد و میزان حمله قلبی غیر مهلک را کاهش میدهد. با این حال به نظر میرسد که این تأثیر تنها وقتی دارو به مقدار ۳۰۰۰ میلیگرم در روز مصرف شود بروز میکند. این مقدار ۱۵۰ برابر میزان توصیه شده و مجاز (۲۰ میلیگرم) میباشد. با این مقدار -نیاسین دیگر یک ویتامین تلقی نمیشود اگر چه شما میتوانید آن را از داروخانه ها خریداری کنید . مصرف نیاسین با این مقدار میتواند باعث عوارض جانبی شدیدی مثل ضربان قلب نامنظم-اختلال تنظیم قند خون-و اختلالات کبدی شود. نیاسین نباید سر خود مصرف شود بلکه مصرف آن باید تحت نظارت پزشک باشد.

تاريخ : پنجشنبه 21 مرداد1389 | 11:32 بعد از ظهر | نویسنده : دکترعسل اشعری
اگر چه فشار خون بالا یک مسئله جدی است ولی فشار خونی که تا حدودی پایینتر از میزان متوسط است اهمیت خاصی ندارد. بسیاری از مردم فشار خون صد شصتم(۱۰۰روی ۶۰) یا پایینتر دارندبدون اینکه آثار نامطلوبی بروز دهند. تنها یک نوع فشار خون پایین وجود دارد که ممکن است مشکل ایجاد کند که افت فشار خون وضعیتی خوانده میشود. این عارضه هنگامی بروز میکند که بعد از مدتی نشستن یا دراز کشیدن بایستید. هنگام ایستادن جاذبه زمین خون را به سمت پایین و دور از قلب تخلیه میکند. اگر بازگشت خون به قلب برای حفظ جریان خون مغز کافی نباشد ممکن است باعث سرگیجه یا حتی از حال رفتن شود.  به طور طبیعی انقباض خودکار عروق خونی هنگام ایستادن از جریان خون به سمت پایین جلوگیری میکند و به این ترتیب از افت فشار خون وضعیتی پیشگیری میشود.  با این حال در برخی افراد این واکنش ممکن است معیوب باشد .شایعترین علت آن داروهایی است که برای تنظیم فشار خون بالا تجویز میشوند .در این موارد معمولا کاهش میزان مصرف دارو از افت فشار خون وضعیتی جلوگیری میکند.  در غیر این صورت ممکن است از پزشک درخواست کنید که تغییر دارو را در نظر بگیرد. افت فشار خون وضعیتی همچنین ممکن است از عوارض موقت حاملگی-یا به دلیل بیماری قند و بیماریهای خاص عروق خونی باشد. با عادت به بلند شدن تدریجی به صورت نشستن و سپس ایستادن معمولا میتوان از سرگیجه زودگذر جلوگیری کرد. اگر این عارضه مزمن و علائم شدید است با پزشک مشورت کنید.

تاريخ : چهارشنبه 6 مرداد1389 | 1:26 بعد از ظهر | نویسنده : دکترعسل اشعری
فشار خون اندازه نیروی وارده از طرف خون بر دیواره شریانهاست که توسط عمل تلمبه زنی قلبی ایجاد میشود. فشار خون در قالب یک فشار حداکثر (فشار سیستولیک)که متعاقب انقباض کامل بطن چپ ایجاد میشود و یک فشار حداقل (فشار دیاستولیک)که هنگام پر شدن بطن چپ پدید می آید اندازه گیری میشود. اکثر افراد جوان و سالم فشار خونشان حدود صد و بیست هشتادم میلی متر جیوه است.(۱۲۰ روی ۸۰ خوانده میشود.)  چون فشار خون اغلب در سنین بزرگسالی افزایش می یابد-فشار خون تا صد و چهل هشتاد و پنجم (۱۴۰ روی ۸۵)در سنین ۱۸ تا ۵۰ سالگی طبیعی در نظر گرفته میشود. هنگامی که فشار خون صرفنظر از سن از صد و چهل نودم(۱۴۰ روی ۹۰) تجاوز کند -لازم است به پزشک مراجعه شود. فشار خون بالا معمولا به اولیه (فشار خون ذاتی نیز خوانده میشود) و ثانویه تقسیم میشود.  فشار خون ثانویه با بیماری کلیوی-بیماری تیروئید-و تومورهای غدد درون ریز خاص همراه است و معمولا بعد از درمان این بیماریها برطرف میشود.  بسیاری از داروها نیز میتوانند باعث بالا رفتن موقتی فشار خون شوند. با این حال تنها درصد کمی از افراد مبتلا به فشار خون بالا دچار فشار خون ثانویه هستند. علت فشار خون اولیه که ۹۰ درصد موارد را در بر میگیرد نامعلوم است. نکاتی که مشخص است این است که فشار خون بالا تمایل به شیوع خانوادگی دارد -در مردان شایعتر از زنان است-احتمال بروز آن بعد از ۳۵ سالگی بیشتر است -در میان سیاهپوستان شایعتر است- و با چاقی-مصرف زیاد الکل-بیماری قند-و مصرف قرصهای ضد حاملگی همراه است.  تصور میشد که فشار خون بالا در سالخوردگان روند طبیعی افزایش سن است. با وجود این در حال حاضر معلوم شده است که فشار خون بالا در افراد سالخورده باید به همان جدیت افراد جوانتر درمان شود تا خطر حمله قلبی -سکته مغزی-و نارسایی کلیه در آنها کاهش یابد.     معلوم نیست که چرا سیاهپوستان بیشتر از سفید پوستان از فشار خون بالا رنج میبرند. در واقع سیاهپوستان امریکا یکی از بالاترین میزانهای فشار خون را در دنیا دارند. در نتیجه سکته مغزی  ۵/۱ برابر و نارسایی کلیه ۱۵ برابر در میان سیاهپوستان شایعتر است . اگر چه دلیل این تفاوتها کاملا مشخص نیست ولی ممکن است بخشی از آن در نتیجه حساسیت بیشتر به نمک باشد. با این همه این نکته که سیاهپوستان فشار خون خود را به طور منظم اندازه گیری کنند اهمیت ویژه ای دارد.   فشار خون که اغلب بدون علامت است باعث تسریع ایجاد تصلب شرائین و آترواسکلروز میشود. افراد مبتلا به فشار خون بالای مهار نشده به طور متوسط ۳ برابر احتمال ابتلا به بیماری شریان کرونری و ۶ برابر احتمال ابتلا به نارسایی احتقانی قلب و ۷ برابر احتمال بروز سکته قلبی نسبت به افراد مبتلا به فشار خون بالای مهار شده دارند.بنابر این اگر مبتلا به فشار خون بالا هستید درمان آن اهمیت دارد.                                                                               تشخیص: تشخیص فشار خون اولیه از طرق زیر داده میشود:             ۱-نشان دادن اینکه فشار خون حداکثر (سیستولیک ) یا حداقل(دیاستولیک) بیش از حد طبیعی است.              ۲-کنار گذاشتن علل فشار خون ثانویه .        همواره به خاطر داشته باشید که فشار خون بالا در یکبار اندازه گیری به معنی این نیست که شما فشار خون بالا دارید بلکه نشانه آنست که اندازه گیری مجدد ضروری است.   اگر فشار خون شما در جریان یک معاینه معمول پزشکی بالا بود این مسئله ممکن است تنها به علت اضطراب به دلیل حضور در مطب پزشک باشد. هرگز تشخیص فشار خون بالا را با یکبار اندازه گیری نپذیرید.                                                                                       درمان: هیچ علاج قاطعی برای فشار خون اولیه وجود ندارد. ولی رژیم غذایی و درمانهای ویژه میتوانند سیر بیماری را تغییر دهند و از عوارضی مثل حمله قلبی -بیماری کلیوی و سکته مغزی جلوگیری کنند. در واقع طول عمر مورد انتظار در افراد با فشار خون بالای مهار شده مانند افراد عادی است.                    مهمترین اقدامات مهار کننده فشار خون عبارتند از :                                                                          رژیم غذایی:بیش از نصف افراد چاق فشار خون بالا دارند. در مورد بسیاری از آنها تنها کاهش وزن فشار خون را تا حد طبیعی پایین می آورد. اگر چاق هستید باید تمام مساعی خود را برای رساندن وزنتان به حد نصاب متناسب با قد و سن به کار برید. پزشک میتواند یک رژیم غذایی به شما توصیه کند یا ممکن است مشاوره با کارشناس امور تغذیه برایتان مفید باشد. آنها اغلب برای مقابله با مقاومت  شدید نسبت به کاهش وزن که اکثر ما دچار آن هستیم بسیار ماهر هستند .برای افرادی که بالا بودن فشار خونشان در حد متوسطی است ممکن است علاوه بر محدودیت سدیم رژیم غذایی -درمان دارویی ضرورت نداشته باشد.                                                           مسئله نمک:پزشکان از ((حساسیت به سدیم )) به عنوان یک علت احتمالی فشار خون بالا یاد میکنند. (نمک یا کلرید سدیم بزرگترین منبع سدیم رژیم غذایی است) . ماهیت حساسیت به سدیم به خوبی معلوم نیست ولی تصور میشود که حدود نصف همه افراد مبتلا به فشار خون بالا به سدیم حساسیت دارند یعنی فشار خون آنها با محدود کردن نمک رژیم غذایی کاهش می یابد. بسیاری از شواهد در مورد حساسیت به نمک از مطالعه روی جوامعی که مصرف نمک کمی دارند به دست آمده است. به عنوان مثال در قبایل آفریقایی که نمک خیلی کم مصرف میکنند شیوع فشار خون بالا کم است. وقتی اهالی این قبایل به خدمت ارتش وارد میشوند و شروع به مصرف رژیم غذایی پر سدیم سازمانی میکنند میزان فشار خون در آنها به میزان خیلی بالای موجود میان سیاهپوستان نزدیک میشود. وقتی آنها خدمت ارتش را ترک میکنند و به دهکده های خود بر میگردند این میزان به سطح پایین قبیله ای باز میگردد.       آیا این نکته به آن معنی است که محدود کردن نمک از فشار خون بالا جلوگیری میکند. هیچ کس نمیداند. ولی انجمن قلب آمریکا و مؤسسه ملی قلب-ریه و خون توصیه میکنند که هر فرد صرفنظر از فشار خونش مصرف نمک را به حدود نصف یا به کمتر از حدود ۵ گرم در روز کاهش دهد. این مقدار نمکی است که تقریبا در یک قاشق چایخوری موجود است و معادل حدود ۲ گرم سدیم است چون ۴۰ درصد وزنی نمک را سدیم تشکیل میدهد. در واقع بدن شما تنها به یک دهم این میزان سدیم نیاز دارد در حالی که مصرف متوسط ما ۲ تا ۴ برابر این مقدار است. برای اینکه بدانید ۲ گرم نمک چقدر است ضروری است که از مقدار نمک موجود در غذاهای مختلف آگاه باشید . برای کسب رهنمودهای لازم در مورد نمک رژیم غذایی از پزشک نظرخواهی کنید. مقدار نمک غذاهای عمل آورده شده نیز از حد مورد انتظار شما بیشتر است. غذاهای حاضری از این نظر معروفند.      ابتدا وقتی سعی میکنید مصرف نمک را کاهش دهید غذا احتمالا بی مزه و کورکننده اشتها به نظرتان میرسد. علت این مسئله آنست که ذائقه شما با غلظت بالای نمک موجود در غذا عادت کرده است نه آن که بدن شما به نمک بیشتری احتیاج دارد.  چند نکته وجود دارد که با رعایت آنها میتوانید وابستگی خود را به نمک کاهش دهید و ذائقه خود را با میزان نمک کمتر منطبق سازید.                   ۱-مقدار کمی آبلیمو به غذا اضافه کنید .مزه تند اسید سایر مزه ها را تقویت میکند و مزه نمک موجود در غذا را نیز تشدید میکند. در استفاده از مزه های غذایی هوشیار باشید و فراورده هایی مثل سوس سویا  یا سوس ورسسترشایر (نوعی سوس حاوی سویا-سرکه و ادویه )را که حاوی مقادیر زیاد نمک است مصرف نکنید.                           ۲-هنگام طبخ غذا به آن نمک نزنید و سر میز غذا از نمکدان استفاده کنید .مطالعات نشان داده اند که مصرف نمک با تنظیم نمک غذا توسط نمکدان بسیار کمتر میشود.بعدا شما میتوانید نمکدان را بردارید یا از جایگزین نمک استفاده کنید.                        ۳-برای افزایش طعم و مزه غذاها به آنها چاشنی و ادویه اضافه کنید.                      ۴-مصرف نمک خود را بتدریج کاهش دهید و از مصرف خوراکیهای خیلی شور مثل چیپس -بیسکویت شور-گوشت و سبزیهای کنسرو شده و نمک سود شده خودداری کنید.                             ۵-در صورت صلاحدید پزشک از جایگزینهای نمک که به جای سدیم حاوی پتاسیم هستند استفاده کنید.                                 ۶-از غذای حاضری فروشگاههای زنجیره ای غذا بپرهیزید.اکثر غذاهایی که آنها ارائه میدهند حاوی مقدار زیادی نمک است.                                                          الکل: افراد مبتلا به فشار خون بالا باید الکل مصرف نکنند. الکل نه تنها انرژی غیر مغذی و بی محتوا عرضه میکند که باعث بروز چاقی میشود بلکه از نظر زیست شیمیایی موجب افزایش فشار خون میگردد.                                                                                 کلسیم: مطالعات اخیر نشان داده است که میزان کم کلسیم رژیم غذایی ممکن است در فشار خون بالا دخالت داشته باشد . معمولا رژیم های غذایی به دلیل اکراه نسبت به مصرف گوشت و لبنیات به علت محتوای کلسترول آنها -کلسیم کمی دارد.در برخی مطالعات تحقیقی اضافه کردن کلسیم باعث بازگشت فشار خون بالا به حد طبیعی شده است. تصور میشود که شیوه عمل کلسیم شل کردن عضلات صاف دیواره شریانی باشد. اگر چه مصرف کلسیم دارویی اضافی بدون صلاحدید پزشک توصیه نمیشود ولی شما باید افزایش مصرف غذاهای غنی از کلسیم مانند لبنیات کم چربی -ماهی-سبزیهای سبز-و میوه های مغزدار را در نظر داشته باشید. مصرف روزانه کلسیم هنگام حاملگی و شیردهی باید به ترتیب ۸۰۰میلیگرم و ۱۲۰۰ میلیگرم باشد.                                                                       پتاسیم: به نظر میرسد غذاهای غنی از پتاسیم تا حدودی فشار خون بالا را کاهش دهد. برای افزایش دریافت پتاسیم -روزانه مقدار بیشتری از غلات -میوه های تازه و سبزیها مصرف کنید. استفاده از پتاسیم تکمیلی احتمالا ارزشی ندارد مگر آنکه همراه آن داروهای مدر استفاده شود.   در مورد مصرف منیزیم تکمیلی نیز از پزشک نظر خواهی کنید.                                                 کافئین: تعداد زیادی از نویسندگان سعی کرده اند تا مصرف کافئین بویژه کافئین موجود در قهوه را مورد انتقاد قرار دهند. شاید علت این مسئله مصرف بسیار زیاد آن (نیمی از کل قهوه مصرفی جهان ) توسط بسیاری از آمریکاییها ( ۸ نفر از ۱۰ نفر قهوه مینوشند ) باشد.     در واقع مطالعات علمی ای میتوان یافت که نشان دهد کافئین باعث  افزایش -کاهش یا عدم تغییر فشار خون و ضربان قلب و یا موجب افزایش  یا عدم افزایش میزان سوخت و ساز و کلسترول خون میشود. دلیل این شواهد متضاد چیست؟   بخشی از این دلایل به انجام تحقیق روی گروههای متفاوت مردم مربوط میشود. اگر کافئین به فردی داده شود که هرگز قهوه یا چای مصرف نکرده است کلیه این عوامل افزایش خواهند یافت. اما اگر کافئینی معادل ۲ تا ۳ فنجان قهوه به فردی که به نوشیدن قهوه عادت دارد-داده شود هیچ یک از این عوامل ابدا متأثر نخواهند شد. بنابر این اگر احساس میکنید برای شاداب شدن نیاز به مصرف قهوه یا چای دارید مقادیر معمولی آن (۳ تا ۴ فنجان) احتمالا برای شما زیان آور نخواهد بود. شواهدی مبنی بر اینکه کافئین خطر بروز سرطان (شامل سرطانهایی مثل سرطان پستان -مثانه-و لوزالمعده)را افزایش دهد وجود ندارد. ارتباطی بین مصرف کافئین و بیماری فیبروکیستیک پستان نیز در بررسیهای جدید نشان داده نشده است. (علی رغم جنجالهای قبلی مبنی بر وجود این رابطه). قهوه قطره ای یا صاف شده بوضوح بهتر از قهوه جوشیده است. برخی بررسیها نشان داده است که قهوه جوشیده (نه قهوه صاف شده) میزان کلسترول خون را بالا میبرد.                 با این حال کافئین برخی تأثیرات زیان آور دارد و در بعضی افراد بویژه بیماران قلبی باعث بروز ضربان نامنظم قلب (آریتمی) میشود. این افراد باید به طور کلی از مصرف کافئین شامل نوشیدنیهای غیر الکلی کافئین دار خودداری کنند. کافئین اسید معده را نیز افزایش میدهد (هر دو نوع قهوه معمولی و بدون کافئین این کار را انجام میدهند.)   چگونه میتوانید نوشیدن قهوه یا چای را ترک کنید ؟ کافئین یک ماده اعتیاد آور ضعیف است و ممکن است در آنها که سعی میکنند آن را ترک کنند علائمی مثل خواب آلودگی -بی حالی-سردرد- تحریک پذیری -افسردگی و غیره ایجاد کند. برای پیشگیری از این علائم قهوه یا چای را بتدریج ترک کنید و آن را تا یک فنجان در روز کاهش دهید تا این عادت از میان برود.                                                                                      ورزش:  یک برنامه منظم ورزشی به شما کمک میکند تا قلب خود را تقویت کنید و وزن خود و فشارهای روحی را کاهش دهید. همه این موارد ممکن است به کاهش فشار خون شما کمک کند. اکثر متخصصان ۲۰ تا ۳۰ دقیقه ورزش ۳ بار در هفته را برای کاهش موارد خفیف فشار خون بالا توصیه میکنند.                                                                     درمان دارویی: اگر اقدامات فوق نتوانست فشار خونتان را زیر صد و چهل نودم (۱۴۰ روی ۹۰) بیاورد. نیازمند مصرف دارو خواهید بود.  تعداد زیادی دارو برای کاهش فشار خون در دسترس است که عمدتا شامل موارد زیر است:                     ۱-داروهای مدر که دفع آب و نمک را افزایش میدهند(مثل هیدروکلروتیازید-فورزماید-کلرتالیدون)                 ۲-داروهای مهارکننده گیرنده های بتا که باعث کاهش تحریک اعصاب خودکار سمپاتیک قلب -کندی قلب-و کاهش فشار خون حداکثر (سیستولی) میشوند(مثل پروپرانولول-متوپرولول-آتنولول-پیندولول-و غیره)                      ۳-داروهای مهار کننده عصبی که باعث شل شدن عضلات صاف و انبساط شریانها میشوند(مثل گوانتیدین-متیل دوپا-کلونیدین-پرازوسین)                          ۴-داروهای مهار کننده کلسیم که باعث انبساط شریانها و کاهش مقاومت عروق میشوند(مثل دیلتیازم-نیفیدیپین-وراپامیل)          ۵-داروهای گشاد کننده عروق خونی مثل هیدرالازین و مینوکسیدیل)                             ۶-داروهای مهار کننده آنزیمی که باعث جلوگیری از فعال شدن منقبض کننده های طبیعی عروق خونی میشوند(مثل کاپتوپریل-انالاپریل).                                            پاسخ همه به این داروها یکسان نیست . مثلا داروهای مهارکننده گیرنده های بتا که به طور وسیعی در درمان فشار خون بالا در سفید پوستان به کار میروند در سیاهپوستان تأثیر مطلوبی ندارد. هرکس در مقابل این داروها واکنشهای نسبتا متفاوتی نشان میدهد و کلیه این داروها در برخی افراد عوارض جانبی نامطلوبی ایجاد میکنند. (بویژه عوارضی مثل ضعف-کندی فعالیتهای ذهنی- و گاهی ناتوانی جنسی) .    بنابراین قبل از اینکه پزشک مناسبترین دارو یا تلفیق داروها را برای شما پیدا کند باید در یک دوره آزمایشی دارو مصرف کنید.  مقدار مصرف این داروها در آغاز باید نسبتا کم باشد تا عوارض جانبی زود رس را به حداقل برساند. نکته دیگری که باید به خاطر داشته باشید این است که داروهای ضد فشار خون بسیار مؤثرند و معمولا میتوان آنها را در صورت حفظ وزن مطلوب -ورزش منظم-و کاهش مصرف نمک با مقادیر کمتر و عوارض جانبی اندک به کار برد.        بسیاری از مردم به علت اینکه حالشان بعد از شروع دارو به خوبی قبل از شروع آن نیست (معمولا در اثر بروز یکی از عوارضی که قبلا ذکر شد)  مصرف داروی ضد فشار خون خود را قطع میکنند. در صورت بروز این حالت از پزشک بخواهید که یک داروی جایگزین یا تلفیقی از داروها را تجویز کند.                                                                                                               

تاريخ : چهارشنبه 23 تیر1389 | 9:20 بعد از ظهر | نویسنده : دکترعسل اشعری

حمله قلبی هنگامی بروز میکند که یک یا چند شریان کرونری یا شاخه های آنها مسدود شود و در نتیجه خون نتواند به عضله قلب برسد. بدون اکسیژن و مواد مغذی عضله قلبی مبتلا میمیرد (انفارکتوس عضله قلب). علت شایع حمله قلبی تشکیل تدریجی لخته خون (ترومبوز) روی یک توده آترواسکلروزی(آتروما)است که قبلا به طور نسبی رگ را مسدود کرده است. وقتی رگ کاملا مسدود شد جریان خون قلب به سرعت متوقف میشود. عضله مرده و آسیب دیده ای که در اثر حمله قلبی باقی می ماند باعث میشود قلب بخشی از کارآیی خود را از دست بدهد زیرا میزان خونی که قلب تلمبه میکند به انقباض عضلانی وابسته است. هنگامی که بیش از 50 درصد عضله قلب از بین برود به علت آثار نامطلوب حملات قلبی یا انفارکتوس جدید شوک و مرگ پدید می آید زیرا قلب نمیتواند برای حفظ حیات خون کافی فراهم کند. علائم حمله قلبی بستگی به میزان آسیب عضله قلب دارد. تقریبا در 20 درصد قربانیان هیچ علامتی ظاهر نمیشود و از ابتلای خود به حمله قلبی آگاه نیستند(حمله قلبی خاموش).بنابراین ممکن است تنها هنگامی متوجه حمله قلبی خود شوید که پزشک شواهدی از یک انفارکتوس قدیمی را در نوار قلبیتان پیدا کند. با این حال اکثر قربانیان دچار درد یا ناراحتی قفسه سینه میشوند.این درد ممکن است از یک احساس سوءهاضمه تا یک درد خرد کننده قفسه سینه یا احساس فشار زیر استخوان جناغ که به پشت -فک-یا بازوی چپ منتشر میشود متغیر باشد. سایر علائم عبارتند از:ضعف-تنگی نفس-تعریق-و تهوع. فردی که بتازگی دچار حمله قلبی شده است اغلب رنگ پریده-سرد-و عرق کرده است. مرگ ناگهانی در اثر اولین حمله قلبی تقریبا در یک چهارم قربانیان اتفاق می افتد. بیماریهای کمی دارای این میزان مرگ و میر هستند. درمان: اقدامات فوریتی: اقدامات درمانی فوریتی در حمله قلبی حیاتی است زیرا در حدود نیمی از افرادی که قربانی حمله قلبی میشوند در اولین ساعات بعد از حمله میمیرند.اگر دچار درد قفسه سینه شدید هرچه زودتر در جستجوی کمکهای پزشکی باشید.علت اصلی تأخیر در درمان انکار دلالت داشتن علائم بر یک شرایط تهدید کننده حیات توسط بیمار است.اگر در این شرایط قرار گرفتید آرامش خود را حفظ کنید و از یک نفر بخواهید شما را فورا به بخش اورژانس یک بیمارستان ببرد.سعی کنید آرام باشید هرگونه فعالیت بدنی درد را افزایش میدهد و خطر بیشتری ایجاد میکند.اگر شخص دیگری میتواند شما را به بیمارستان برساند سعی نکنید خودتان رانندگی کنید.در حالی که خود را متقاعد میکنید که دچار حمله قلبی نشده اید جستجوی کمک را به تأخیر نیندازید.انکار کار دشوار و وقت گیری نیست .اگر قلب قربانی ایستاد احیای قلبی ریوی اغلب میتواند زندگی بیمار را تا رسیدن آمبولانس و دسترسی به درمانهای پزشکی حفظ کند.سعی کنید خودتان اقدام به احیای قلبی ریوی نکنید مگر آنکه در مورد روش انجام آن آموزش دیده باشید. اقدامات درمانی در بیمارستان: پیشرفتهای پزشکی در سالهای اخیر به میزان زیادی مرگ و میر بیماران مبتلا به حمله قلبی را در بیمارستان کاهش داده است.در اینجا مهمترین اقدامات درمانی ذکر میشود: *درد و اظطراب با مسکنهایی مثل مورفین برطرف میشود. *داروهایی مثل نیتروگلیسیرین برای انبساط عروق کرونری که هنگام حمله قلبی منقبض میشوند مصرف میگردد. *اکسیژن برای جبران کاهش کارآیی تلمبه قلب تجویز میشود. *چگونگی ضربان قلب (ریتم قلب)بیمار به طور مداوم توسط دستگاه تحت مراقبت قرار میگیرد. ضربان نامنظم قلب (آریتمی)مقدمه بروز فیبریلاسیون بطنی مهلک است. آریتمی توسط داروهای داخل وریدی گوناگون و دستگاه الکتریکی برطرف کننده فیبریلاسیون که از خارج شوک الکتریکی وارد میکند و ضربان مؤثر قلب را برقرار میسازد و یا در صورت توقف قلب (ایست قلبی)مجددا ضربان آن را شروع میکند درمان میشود. *آنزیمهای قوی مثل استرپتوکیناز یا فعال کننده بافتی پلاسمینوژن ممکن است تجویز شوند.این مواد لخته شریان کرونری را که باعث شروع حمله قلبی شده است حل میکنند و به این ترتیب از آسیب عضلانی بیشتر جلوگیری میکنند.این اقدامات برای مؤثر بودن باید به سرعت بعد از حمله قلبی آغاز شوند. *داروهای ضد انعقادی (معمولا هپارین)اغلب برای جلوگیری از تشکیل لخته های خونی بیشتر تجویز میشوند. *طبق بررسیهای اخیر اگر آسپیرین به همراه آنزیمهای حل کننده لخته مصرف شود میتواند حدود ۵۰ درصد مرگ و میر ناشی از حمله قلبی را کاهش دهد. بعد از حمله قلبی: صرفنظر از اقدامات حمایتی عمومی اساس درمان جلوگیری از تشکیل مجدد لخته است. در حال حاضر به نظر میرسدآسپیرین به مقدار کم مطمئنترین و مؤثرترین دارو در این زمینه باشد. تا مدتی بعد از بهبود یافتن حمله قلبی اکثر افراد از افسردگی و احساس بی پناهی رنج میبرند.بنابراین باید به آنها اطمینان بسیار داده شود که بزودی بهبود خواهند یافت .برنامه افزایش تدریجی فعالیت بدنی برای آنها تعیین میشود.اگر بیمار سیگاری بوده است اقامت در بخش مراقبتهای کرونری محرکی قوی برای ترک این اعتیاد است.این نکته باید توسط هر کسی که عهده دار مراقبت از بیمار است مورد تأکید قرار گیرد. عود درد قفسه سینه (آنژین) بعد از حمله قلبی غیر معمول نیست .در اکثر موارد این درد را میتوان با داروهای مناسب برطرف کرد.در برخی بیماران مخصوصا آنها که نارسایی قلبیشان تداوم می یابد و یا مبتلا به درگیری هر سه شریان کرونری هستند -ایجاد راه فرعی در عروق کرونری از طریق جراحی ممکن است توصیه شود .این جراحی مستلزم پیوند یک قطعه از ورید پا بین آئورت و نقطه ای زیر محل انسداد شریان کرونری است. ایجاد راه فرعی در عروق کرونری یک عمل جراحی بزرگ است .برخی بیماران ممکن است نامزد انجام اقدام درمانی ساده تری که ترمیم داخل مجرایی عروق کرونری از طریق پوست خوانده میشود و تحت بیحسی موضعی انجام میگیرد باشند .در این روش یک کانتر که نوک آن بادکنک کوچکی قرار دارد در داخل شریان کرونری تا محل انسداد پیش برده میشود .سپس بادکنک باد میشود تا رگ تنگ شده را باز کند.متأسفانه بهبودی با این روش معمولا موقتی است .در حال حاضر روشهای گوناگون و شگفت انگیزی مثل تکه تکه کردن -خراشیدن و ذوب کردن توسط اشعه لیزر برای رفع انسداد شریانها تحت بررسی است.حتما در مورد نقاط ضعف و قوت هر روش از پزشکتان سؤال کنید. جلوگیری از بیماری شریان کرونری : چه کسی در خطر است: بیماری قلبی علت اصلی مرگ و میر در اکثر کشورهای صنعتی است حدود ۷۰ در صد کلیه موارد مرگ ومیر در اثر بیماری قلبی و حدود یک چهارم مرگ و میر به هر علت را بیماری عروق کرونری قلب (آترواسکلروز) تشکیل میدهد. این آمارها باید همه را در مورد خطر بیماری قلبی در خودشان و آنچه که میتوانند برای مقابله باآن انجام دهند به فکر بیندازد. هفت عامل خطر عمده وجود دارد که به ایجاد آترواسکلروز و در نتیجه بیماری شریان کرونری که باعث حمله قلبی میشود کمک میکند: ۱-فشار خون بالا ۲-کلسترول خون بالا ۳-سیگار کشیدن ۴-چاقی ۵- جنسیت مذکر ۶-سابقه خانوادگی حمله قلبی مخصوصا در پدر -مادر-پدر بزرگ- مادر بزرگ و برادر و خواهر ۷-بیماری قند سایر عوامل خطر احتمالی عبارتند از : عدم فعالیت بدنی-سن بالا-فشار روحی-و سختی آب آشامیدنی (وجود املاح زیاد از حد در آب) . سیگار کشیدن مهمترین عامل خطر در بیماری عروق کرونری قلب است که براحتی میتوان آن را حذف کرد . خطر حمله قلبی در سیگاریها بیش از ۲ برابر غیر سیگاریهاست. همچنین احتمال مرگ ناگهانی سیگاریها در صورت ابتلا به حمله قلبی بیشتر از غیر سیگاریهاست. خوشبختانه هنگامی که سیگار کشیدن را ترک کنید خطر بیماری قلبی بدون توجه به طول مدتی که سیگار میکشیده اید بسرعت کاهش می یابد. در واقع ۱۰ سال بعد از ترک سیگار خطر مرگ در اثر بیماری قلبی تقریبا مانند آن است که شما هرگز سیگار نکشیده اید. شما همچنین با ترک سیگار امکان ابتلای خود به چند نوع سرطان و بیماری عروق محیطی را کاهش میدهید. به نظر میرسد سیگار کشیدن بویژه در خانمها یک عامل خطر جدی باشد. در یک بررسی اظهار شده است که ۵۵ درصد حملات قلبی در خانمهای زیر ۵۰ سال را میتوان به سیگار کشیدن نسبت داد. همراهی سیگار کشیدن با مصرف قرصهای ضد حاملگی شدید ترین خطر ها را در بر دارد. بیماری قند بویژه اگر درمان نشود به میزان زیادی خطر بیماری قلبی را افزایش میدهد.پزشک براحتی میتواند بیماری قند شما را تشخیص دهد و ایجاد تغییراتی را در عادات غذایی-ورزش و وزن بدن شما توصیه نماید تا بیماری را مهار کند. مصرف آسپیرین برای پیشگیری از حمله قلبی : برای مدتهای طولانی میدانستند که آسپیرین تمایل پلاکتها را برای تشکیل لخته در عروق خونی کاهش میدهد . گفته میشود که پلاکتها چسبندگی خود را از دست میدهند. بسیاری از دانشمندان امیدوار بوده اند که مقادیر کم آسپیرین حملات قلبی را کاهش دهد. این امیدواری به وسیله بررسی دانشگاه هاروارد تقویت شد . این بررسی تعدادی از پزشکان مرد را به مدت چند سال تحت پیگیری قرار داد. به نصف این افراد یک روز در میان یک قرص آسپیرین و به نصف دیگر دارو نما داده شد . میزان حمله قلبی در گروهی که آسپیرین مصرف کرده بودند نصف گروهی بود که دارو نما مصرف کرده بودند. قبل از شروع مصرف آسپیرین برای پیشگیری از حمله قلبی با پزشک مشورت کنید. او مشخص میکند که شما واقعا به آسپیرین احتیاج دارید یا نه. پزشک همچنین ابتلای شما به عوارضی مثل حساسیت به آسپیرین-بیماری کبدی - زخم معده و اثنی عشر- خونریزی گوارشی-یا فشار خون بالای مهار نشده را که آسپیرین ممکن است وخامت آنها را بیشتر کند مشخص مینماید. همچنین به خاطر داشته باشید که تلفیق مصرف آسپیرین برای پیشگیری با سایر مواد ضد لخته مثل روغن ماهی یا داروهای ضد التهاب احتمالا عاقلانه نیست. خطر خونریزی شدید بویژه سکته مغزی در اثر خونریزی ممکن است وجود داشته باشد.



تاريخ : دوشنبه 14 تیر1389 | 6:18 بعد از ظهر | نویسنده : دکترعسل اشعری
آنژین به معنی درد است و آنژین صدری به معنی درد قفسه سینه است که در اثر کاهش شدید اکسیژن رسانی به عضله قلب ایجاد میشود.این عارضه معمولا در نتیجه فعالیت زیاد یا سایر عواملی که قلب را تحت فشار قرار میدهد (فشار خون بالا یا ضربان تند قلب)ایجاد میشود.آنژین اغلب در اثر آترواسکلروز شریانهای کرونری که باعث کاهش جریان خون عضله قلب (ایسکمی)بدون آسیب واقعی(انفارکتوس)این عضلات میشودپدید می آید.                درد آنژین بسیار متنوع است.این درد به طور معمول زیر استخوان جناغ سینه حس میشود و اغلب به پشت یا شانه چپ انتشار می یابد.محل این درد به ندرت مستقیما روی قلب قرار دارد.این عارضه ممکن است با سوء هاضمه اشتباه شود.این درد معمولا با ورزش برانگیخته میشود و فقط چند دقیقه طول میکشدو با استراحت فروکش میکند.این درد با فعالیت بدنی بعد از غذا هنگامی که بیشتر حجم خون کل بدن متوجه دستگاه گوارش شده است بد تر میشود.این عارضه اغلب در هوای سرد بد تر است به طوری که فعالیت ورزشی ای که در تابستان بدون درد است ممکن است در زمستان باعث آنژین شود.این درد ممکن است شبها ایجاد شود که به آن آنژین شبانه گویند.هرگونه تغییر در ماهیت یا نوع درد آنژینی آنژِین ناپایدار خوانده میشود.این نشانه خطرناکی است و قلب شما در این شرایط نیازمند مراقبتهای فوری پزشکی است.                                                                                 تشخیص و پیش آگهی:درد قفسه سینه بجز آنژین علل بسیاری مثل اختلالات دستگاه گوارش و ریه دارد و پزشک آزمایشهای مناسبی برای کنار گذاشتن علل غیر قلبی انجام خواهد داد.این آزمایشها شامل گرفتن نوار قلبی هنگام استراحت و ورزش است تا تغییراتی را که هنگام نرسیدن اکسیژن کافی به قلب ایجاد میشود شناسایی کند.تصویر برداری با کمک امواج ماورای صوت (اولتراسوند)یا ایزوتوپهای رادیواکتیو در موارد مشکوک ممکن است انجام شود تا کارآیی عملکرد قلب را ارزیابی کند.در سایر موارد شما ممکن است برای تعبیه کاتتر و پرتو نگاری از عروق کرونری (تزریق ماده حاجب در شریانهای قلب و انجام پرتو نگاری با اشعه ایکس)به یک متخصص بیماریهای قلب ارجاع داده شوید تا وسعت تنگی شریانهای کرونری در اثر آترواسکلروز تعیین شود.       عوامل خطر عمده که تعیین کننده بروز حمله قلبی (انفارکتوس قلبی)هستند عبارتند از:سن-وسعت بیماری کرونری-شدت علائم و واکنش قلب نسبت به ورزش .تقریبا ۵/۱ درصد بیماران مبتلا به آنژین در هر سال میمیرند.در صورت فشار خون بالا و نوار قلبی غیر عادی میزان مرگ و میر سالانه ۱۰ در صد است.                                                 درمان: ۳ داروی اصلی در  درمان آنژین به کار میرود.            ۱-نیتراتها:نیتروگلیسیرین که به صورت قرصهای زیر زبانی مصرف میشود بویژه در برطرف کردن حمله حاد آنژین و جلوگیری از درد هنگام ورزش مؤثر است.معمولا تسکین چشمگیری ظرف  یک یا دو دقیقه ایجاد میشود.نیتروگلیسیرین عضلات شریانها را شل میکند و باعث انبساط شریانها میگردد.این عمل باعث کاهش فشار خون میشود و فشار روی قلب را کاهش میدهد.اگر نیتروگلیسیرین برایتان تجویز شد باید همیشه قرصهای آن را همراه داشته باشید.نیتروگلیسیرین به صورت اسپری- پماد یا قطعه های قابل چسباندن به پوست که امکان جذب تدریجی و مداوم از طریق پوست را فراهم میکند در دسترس است.نیتروگلیسیرین نسبتا زود خراب میشود و قدرت خود را از دست میدهد.قرصهای آن را به طور مکرر و به مقادیر کم خریداری کنید.در شیشه دارو را محکم ببندید.هیچ یک از داروهای قلبی را پیش از دستور پزشک تهیه نکنید.     آمیل نیتریت یک گشاد کننده عروقی قوی است که تنها باید برای آنژین شدید مصرف شود.این دارو به صورت آمپولهای قابل شکستن ارائه شده است که باید با دقت استنشاق شود.استنشاق این دارو عملا معادل تزریق وریدی آن است.تنها دو یا سه بار استنشاق برای تسکین درد کافی است.                                        ۲-داروهای مهار کننده گیرنده های بتا مثل پروپرانولول و آتنولول  تحریک عصبی قلب را مهار میکندو فشار خون و تعداد و قدرت ضربان قلب را کاهش میدهد و به این ترتیب مصرف اکسیژن را پایین می آورد.                                ۳-داروهای مهار کننده کلسیم (مثل وراپامیل-نیفیدیپین-دیلتیازم)ممکن است در نوع خاصی از آنژین که در اثر انقباض عضلات شریانهای کرونری ایجاد میشود مؤثر باشند.این داروها از طریق شل کردن عضله شریانها عمل میکنند و جریان خون عضله قلب را افزایش میدهند.  عمل جراحی ایجاد راه فرعی در شریان کرونری و عمل ترمیم عروق نیز در درمان آنژین شدید درست مانند موارد حمله قلبی مورد استفاده قرار میگیرد.                                                         پیشگیری از آنژین صدری: اقدامات چندی وجود دارد که  میتوانید برای جلوگیری یا کاهش شدت حملات آنژینی انجام دهید.                               ۱-از پرخوری خودداری کنید.غذای زیاد فشار اضافی روی قلب وارد میکند.بعد از غذا خوردن استراحت کنید.کاهش وزن نیز بار قلب را کاهش میدهد و امکان ورزش بیشتری را قبل از شروع آنژین فراهم میکند.                   ۲-چربی و کلسترول رژیم غذایی را کاهش دهید.برخی شواهد نشان میدهد که کاهش کلسترول خون ممکن است تنگی شریانهای کرونری ناشی از آترواسکلروز را کاهش دهد.                      ۳-از افراد- مباحثات-و سایر شرایطی که شما را عصبانی میکند بپرهیزید.فشار عصبی کارکرد قلب شما را مشکلتر میکند.                                   ۴-سیگار را ترک کنید.نیکوتین عروق خونی را منقبض میکند و این درست بر خلاف شرایطی است که در آنژین مطلوب است.                          ۵- از مصرف الکل بپرهیزید.            ۶-از پزشک بخواهید که یک برنامه تمرینات ورزشی برایتان طرح ریزی کند تا بتدریج تحمل شما نسبت به ورزش افزایش یابد.پیاده روی به ویژه مفید است.از هوای خیلی گرم  یا خیلی سرد بپرهیزید.اگر دچار تنگی نفس یا درد شدید بنشینید و استراحت کنید و فورا یک قرص نیتروگلیسیرین در صورتی که برایتان تجویز شده است مصرف کنید.تا هنگامی که احساس آرامش نکرده اید به فعالیت خود ادامه ندهید.                              ۷-در صورت خستگی یا خوردن غذای سنگین از فعالیت جنسی بپرهیزید.اگر هنگام فعالیت جنسی دچار درد قفسه سینه شدید فورا آن را متوقف کنید.در مورد بهترین نحوه تجدید نظر در فعالیت جنسی  خود با پزشک مشورت کنید.                          ۸-از فعالیتهایی مثل بلند کردن اجسام سنگین -تمیز کردن یا باغبانی طاقت فرسا که به سرعت خسته تان میکند و باعث تنگی نفس شما میشود بپرهیزید.اگر به هر علتی خسته شدید کار را متوقف و استراحت کنید.              ۹-با خود و دیگران شوخ طبع باشید.خنده رویی برای قلب و روح مفید است.

تاريخ : پنجشنبه 10 تیر1389 | 8:50 بعد از ظهر | نویسنده : دکترعسل اشعری
در تصلب شرایین بخشی از عضلات دیواره شریان توسط بافت فیبروز جایگزین و باعث کاهش خاصیت ارتجاعی عروق میشود.این روند بسیاری از شریانهای بدن را مبتلا میکند و باعث بروز بیماری در بسیاری از اعضا مثل قلب (حمله قلبی)-مغز(سکته)-کلیه ها(نارسایی کلیه)و غیره میشود.تصلب شرایین ممکن است بخشی از روند طبیعی افزایش سن باشد زیرا این پدیده در همه افراد بروز میکندو در سالهای اولیه آغاز میشود.خوشبختانه در اکثر افراد پیشرفت آن بسیار کند است.    آترواسکلروز شایعترین شکل بروز تصلب شرایین است و عمدتا شریانهای متوسط و بزرگ را مبتلا میکند.در این عارضه لایه های داخلی شریانها ضخیم و نا منظم میشود و توده هایی از رسوب چربی و کلسترول در آن پدید می آیدکه آتروم خوانده میشوند.این آترومها به طرف مرکز مجرا برجسته میشوند و جریان خون را مسدود میکنند.آترومها ممکن است دچار فرسایش شوند و تشکیل لخته های خونی (ترومبوز)را تحریک و مجرای عروق را تنگتر کنند.اگر لخته خونی کنده شود تبدیل به آمبولی یا ترومبو آمبولی میگردد که از طریق جریان خون حمل میشود تا نهایتا در یک شریان کوچکتر جای گیرد و خون عضوی را که توسط این شریان مشروب میگردد قطع کند.اگر این شریان مثلا در مغز باشد سکته مغزی و اگر در قلب باشد حمله قلبی بروز میکند.

  • دانلود فیلم
  • دانلود نرم افزار
  • قالب وبلاگ